heterochromatic regions
مناطق هتروکروماتیک
heterochromatic cells
سلولهای هتروکروماتیک
heterochromatic dna
دیانای هتروکروماتیک
heterochromatic markers
نشانگرهای هتروکروماتیک
heterochromatic patterns
الگوهای هتروکروماتیک
heterochromatic sequences
توالیهای هتروکروماتیک
heterochromatic traits
ویژگیهای هتروکروماتیک
heterochromatic variations
تغییرات هتروکروماتیک
heterochromatic structures
ساختارهای هتروکروماتیک
the heterochromatic eyes of the cat fascinated everyone.
چشمان دوتایی رنگ گربه همه را مجذوب خود کرد.
she wore a heterochromatic dress that changed colors in the light.
او لباسی با رنگهای دوتایی پوشیده بود که در نور تغییر میکرد.
heterochromatic plants can create stunning visual effects in gardens.
گیاهان دوتایی رنگ میتوانند جلوههای بصری خیرهکننده را در باغها ایجاد کنند.
his heterochromatic hair was a result of a unique genetic mutation.
موهای دوتایی رنگ او نتیجه جهش ژنتیکی منحصر به فرد بود.
the artist painted a heterochromatic landscape that captured the viewer's attention.
هنرمند مناظر دوتایی رنگی را نقاشی کرد که توجه بیننده را جلب میکرد.
in some animals, heterochromatic features can indicate health or vitality.
در برخی حیوانات، ویژگیهای دوتایی رنگ میتواند نشاندهنده سلامتی یا شادابی باشد.
heterochromatic light sources can enhance the mood of a room.
منابع نور دوتایی رنگ میتوانند حال و هوای اتاق را افزایش دهند.
scientists study heterochromatic traits to understand genetic diversity.
دانشمندان ویژگیهای دوتایی رنگ را برای درک تنوع ژنتیکی مطالعه میکنند.
the heterochromatic butterfly was a rare sight in the forest.
پروانههای دوتایی رنگ یک منظره نادر در جنگل بودند.
she admired the heterochromatic patterns on the bird's feathers.
او به الگوهای دوتایی رنگ روی پرهای پرنده علاقه داشت.
heterochromatic regions
مناطق هتروکروماتیک
heterochromatic cells
سلولهای هتروکروماتیک
heterochromatic dna
دیانای هتروکروماتیک
heterochromatic markers
نشانگرهای هتروکروماتیک
heterochromatic patterns
الگوهای هتروکروماتیک
heterochromatic sequences
توالیهای هتروکروماتیک
heterochromatic traits
ویژگیهای هتروکروماتیک
heterochromatic variations
تغییرات هتروکروماتیک
heterochromatic structures
ساختارهای هتروکروماتیک
the heterochromatic eyes of the cat fascinated everyone.
چشمان دوتایی رنگ گربه همه را مجذوب خود کرد.
she wore a heterochromatic dress that changed colors in the light.
او لباسی با رنگهای دوتایی پوشیده بود که در نور تغییر میکرد.
heterochromatic plants can create stunning visual effects in gardens.
گیاهان دوتایی رنگ میتوانند جلوههای بصری خیرهکننده را در باغها ایجاد کنند.
his heterochromatic hair was a result of a unique genetic mutation.
موهای دوتایی رنگ او نتیجه جهش ژنتیکی منحصر به فرد بود.
the artist painted a heterochromatic landscape that captured the viewer's attention.
هنرمند مناظر دوتایی رنگی را نقاشی کرد که توجه بیننده را جلب میکرد.
in some animals, heterochromatic features can indicate health or vitality.
در برخی حیوانات، ویژگیهای دوتایی رنگ میتواند نشاندهنده سلامتی یا شادابی باشد.
heterochromatic light sources can enhance the mood of a room.
منابع نور دوتایی رنگ میتوانند حال و هوای اتاق را افزایش دهند.
scientists study heterochromatic traits to understand genetic diversity.
دانشمندان ویژگیهای دوتایی رنگ را برای درک تنوع ژنتیکی مطالعه میکنند.
the heterochromatic butterfly was a rare sight in the forest.
پروانههای دوتایی رنگ یک منظره نادر در جنگل بودند.
she admired the heterochromatic patterns on the bird's feathers.
او به الگوهای دوتایی رنگ روی پرهای پرنده علاقه داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید