heterologous

[ایالات متحده]/ˌhɛtəˈrɒl.ə.ɡəs/
[بریتانیا]/ˌhɛtəˈrɑː.lə.ɡəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر مرتبط; متفاوت

عبارات و ترکیب‌ها

heterologous expression

بیان ناهمسان

heterologous protein

پروتئین ناهمسان

heterologous system

سیستم ناهمسان

heterologous gene

ژن ناهمسان

heterologous receptor

گیرنده ناهمسان

heterologous vaccine

واکسن ناهمسان

heterologous dna

دی‌ان‌ای ناهمسان

heterologous organism

ارگانیسم ناهمسان

heterologous cells

سلول‌های ناهمسان

heterologous pathway

مسیر ناهمسان

جملات نمونه

the heterologous expression of genes can lead to unexpected results.

بیان ناهمولوتی ژن‌ها می‌تواند منجر به نتایج غیرمنتظره شود.

researchers studied the heterologous proteins in various organisms.

محققان پروتئین‌های ناهمولوتی را در ارگانیسم‌های مختلف مطالعه کردند.

heterologous systems are often used in biotechnology for protein production.

سیستم‌های ناهمولوتی اغلب در بیوتکنولوژی برای تولید پروتئین استفاده می‌شوند.

the heterologous nature of the samples made analysis challenging.

ماهیت ناهمولوتی نمونه‌ها تجزیه و تحلیل را دشوار کرد.

scientists are exploring heterologous gene transfer in plants.

دانشمندان در حال بررسی انتقال ژن ناهمولوتی در گیاهان هستند.

heterologous recombination is a key process in genetic engineering.

ناهمولوتی بازآرایی یک فرآیند کلیدی در مهندسی ژنتیک است.

understanding heterologous interactions can improve vaccine development.

درک تعاملات ناهمولوتی می‌تواند باعث بهبود توسعه واکسن شود.

the study focused on the effects of heterologous antigens.

مطالعه بر روی اثرات آنتی‌ژن‌های ناهمولوتی متمرکز بود.

heterologous cell lines were used for the experiment.

خطوط سلولی ناهمولوتی برای آزمایش استفاده شدند.

they investigated the heterologous expression of the enzyme.

آنها بیان ناهمولوتی آنزیم را بررسی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید