homologous

[ایالات متحده]/həˈmɒləɡəs/
[بریتانیا]/həʊˈmɑːləɡəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. هم‌خوان، مشابه، سازگار، از یک منبع مشابه.

عبارات و ترکیب‌ها

homologous pairs

جفت‌های همولوگ

homologous structures

ساختارهای همولوگ

homologous genes

ژن‌های همولوگ

homologous chromosomes

کروموزوم‌های هم‌ولو

homologous recombination

بازیابی همولوگ

homologous traits

ویژگی‌های همولوگ

homologous chromosome

کروموزوم همولوگ

جملات نمونه

a seal's flipper is homologous with the human arm.

سرخرطوی باله فوک با دست انسان است.

one pair of homologous chromosomes that codes for eye colour.

یک جفت کروموزوم همولوگ که کد ژنتیکی رنگ چشم را دارد.

If both of a pair of homologous chromosomes are missing, nullisomy results.

اگر هر دو کروموزوم از یک جفت کروموزوم همولوگ از بین بروند، نولیزومی حاصل می‌شود.

Comparison of Homologous Gradation for Isosteric Thienyl-and Phenyl-Polyene Series Ⅰ.

مقایسه درجه همولوگ برای سری پلیین ایزوستریک تنیل و فنیل Ⅰ

On the Crasis Phenomenon of Homologous Words——take "ji" and "rou" in the meaning of "jirou" as example

در مورد پدیده کراسیس کلمات هم‌خانواده——به "جی" و "رو" در معنی "جی‌رو" به عنوان مثال اشاره کنید

Objective To investigate the method of preparating the grafting material of homologous cancellus/autologous red marrow and clinical effect.

هدف: بررسی روش تهیه مواد پیوندی از کانسیلوس همولوگ/مغز قرمز خودآمیز و اثرات بالینی.

There were detestably close synapses between homologous chromosomes during thellateprophase and early metaphase in mitosis of somatic cells.

در طول مرحله‌ی انتهایی پروفاز و متافاز اولیه در میوز سلول‌های سوماتیک، سیناپس‌های به طرز زننده‌ای نزدیک بین کروموزوم‌های همولوگ وجود داشت.

Diplotene In MEIOSIS, the stage in late PROPHASE I when the pairs of chromatids begin to separate from the tetrad formed by the association of homologous chromosomes.

دیپلوتن در میوز، مرحله‌ای در اواخر پروفاز اول است که جفت کروماتیدها شروع به جدا شدن از تترا به شکل شده توسط اتصال کروموزوم‌های همولوگ می‌کنند.

hemizygous Describing genetic material that has no homologous counterpart and is thus unpaired in the diploid state.

همیزایگوس: شرح مواد ژنتیکی که هیچ معادل همولوگ ندارد و در نتیجه در حالت دیپلوئید جفت نشده است.

The carpel is homologous with the megasporophylls of certain spore-bearing vascular plants (pteridophytes) and the ovuliferous scales of gymnosperms.

کارپل با مگاسپوروفیل‌های برخی از گیاهان ریشه‌ای حامل اسپور (سرگین‌ها) و فلس‌های تخمدانی گیاهان جنسی (گیاهان برهنه) همولوگ است.

In newly arisen on-line transaction mode, various rights of consumer are violated most easily, because of the distemperedness of the homologous legal protection institution.

در حالت جدید معاملات آنلاین، حقوق مصرف‌کننده به راحتی بیشتر نقض می‌شود، به دلیل آشفتگی نهاد حمایت قانونی همولوگ.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید