heterosexuality

[ایالات متحده]/'hetərəu,seksju'æləti/
[بریتانیا]/ˌhɛtəroˌsɛkʃuˈælɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دگرجنس‌خواهی
میل دگرجنس‌خواهانه
رفتار دگرجنس‌خواهانه
Word Forms

جملات نمونه

She is exploring her own heterosexuality.

او در حال کشف همجنس‌گرایی خود است.

Many societies have historically privileged heterosexuality.

بسیاری از جوامع به طور تاریخی همجنس‌گرایی را ترجیح داده‌اند.

Heterosexuality is often portrayed as the norm in media.

همجنس‌گرایی اغلب به عنوان نرمال در رسانه ها به تصویر کشیده می شود.

Some people struggle with their heterosexuality due to societal pressures.

برخی از افراد به دلیل فشارهای اجتماعی با همجنس‌گرایی خود دست و پنجه نرم می‌کنند.

Heterosexuality is just one of many sexual orientations.

همجنس‌گرایی تنها یکی از بسیاری از گرایش‌های جنسی است.

There is ongoing research on the origins of heterosexuality.

تحقیقات مداومی در مورد ریشه های همجنس‌گرایی در حال انجام است.

Heterosexuality and homosexuality are not mutually exclusive.

همجنس‌گرایی و همجنس‌خواهی متقابلاً انحصاری نیستند.

He struggled to come to terms with his heterosexuality in a conservative environment.

او در یک محیط محافظه‌کارانه برای کنار آمدن با همجنس‌گرایی خود تلاش کرد.

Heterosexuality is often assumed unless stated otherwise.

همجنس‌گرایی اغلب فرض می‌شود مگر اینکه خلاف آن ذکر شده باشد.

نمونه‌های واقعی

But I had him add clothes, 'cause I thought it was an unnecessary challenge to our heterosexuality.

من از او خواستم لباس اضافه کند، چون فکر می‌کردم این یک چالش غیرضروری برای همجنس‌گرایی ما بود.

منبع: The Big Bang Theory Season 5

Queer theory challenges this naturalness and especially shows how gender and heterosexuality are tied together.

تئوری کوییر این طبیعی بودن را به چالش می‌کشد و به ویژه نشان می‌دهد که چگونه جنسیت و همجنس‌گرایی به هم مرتبط هستند.

منبع: Sociology Crash Course

'cause I thought it was an unnecessary challenge to our heterosexuality.

چون فکر می‌کردم این یک چالش غیرضروری برای همجنس‌گرایی ما بود.

منبع: The Big Bang Theory (Video Version) Season 5

But the idea of opposite sexes helps make heterosexuality seem natural to us.

اما ایده جنس مخالف به ما کمک می‌کند تا همجنس‌گرایی طبیعی به نظر برسد.

منبع: Sociology Crash Course

Heteronormativity makes heterosexuality seem like it’s directly linked to biological sex, but heterosexuality is just as much a social construction as any other sexuality.

همجنس‌نمایی باعث می‌شود همجنس‌گرایی به نظر برسد که به طور مستقیم به جنسیت بیولوژیکی مرتبط است، اما همجنس‌گرایی به اندازه هر نوع دیگری از گرایش جنسی، یک سازه اجتماعی است.

منبع: Sociology Crash Course

While she cursed her heterosexuality wondering how much longer she could fight the war, Charlotte cursed tequila and forced Samantha into a cab.

در حالی که او همجنس‌گرایی خود را نفرین می‌کرد و نمی‌دانست چقدر می‌تواند جنگ را ادامه دهد، شارلوت تکیلا را نفرین کرد و سامانتا را مجبور کرد سوار یک تاکسی شود.

منبع: Sex and the City Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید