heterozygous

[ایالات متحده]/ˌhɛtəˈzaɪɡəs/
[بریتانیا]/ˌhɛtərˈzaɪɡəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن دو آلل مختلف برای یک ژن خاص

عبارات و ترکیب‌ها

heterozygous advantage

مزیت ناهمگونی

heterozygous state

وضعیت ناهمگونی

heterozygous condition

شرایط ناهمگونی

heterozygous genotype

ناهمگنی ژنوتیپی

heterozygous allele

آلل ناهمگون

heterozygous individuals

افراد ناهمگون

heterozygous mutations

جهش‌های ناهمگون

heterozygous traits

ویژگی‌های ناهمگون

heterozygous phenotype

ناهمگنی فنوتیپی

heterozygous loci

لوکوس‌های ناهمگون

جملات نمونه

the individual is heterozygous for the trait.

فرد مورد نظر برای این صفت ناهموارگام است.

heterozygous genotypes can lead to increased variability.

گنوتیپ‌های ناهموارگاهم می‌توانند منجر به افزایش تغییرپذیری شوند.

understanding heterozygous conditions is important in genetics.

درک شرایط ناهموارگامی در ژنتیک مهم است.

she is heterozygous for both genes involved.

او برای هر دو ژن درگیر ناهموارگام است.

heterozygous individuals may show different phenotypes.

افراد ناهموارگاهم ممکن است ویژگی‌های ظاهری متفاوتی نشان دهند.

the study focused on heterozygous mutations.

مطالعه بر روی جهش‌های ناهموارگاهم متمرکز بود.

being heterozygous can provide advantages in survival.

ناهموارگام بودن می‌تواند مزایایی در بقا فراهم کند.

in plants, heterozygous traits can enhance growth.

در گیاهان، صفات ناهموارگاهم می‌توانند باعث افزایش رشد شوند.

researchers examined the effects of heterozygous alleles.

محققان اثرات آلل‌های ناهموارگاهم را بررسی کردند.

heterozygous parents can produce diverse offspring.

والدین ناهموارگاهم می‌توانند فرزندان متنوعی تولید کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید