hiccupping fit
حالت نفخ
hiccupping sound
صدای نفخ
hiccupping spell
حمله نفخ
persistent hiccupping
نفخ مداوم
uncontrollable hiccupping
نفخ غیرقابل کنترل
hiccupping baby
نوزاد نفخ
hiccupping attack
حمله نفخ
frequent hiccupping
نفخ مکرر
hiccupping episode
حلقه نفخ
random hiccupping
نفخ تصادفی
she was hiccupping during the movie.
او در حین تماشای فیلم دچار سیسیبو بود.
he couldn't stop hiccupping after the soda.
او بعد از نوشابه نمیتوانست جلوی سیسیبو را بگیرد.
hiccupping can be quite annoying sometimes.
سیسیبو گاهی اوقات میتواند بسیار آزاردهنده باشد.
she tried to stop hiccupping by drinking water.
او سعی کرد با نوشیدن آب جلوی سیسیبو را بگیرد.
hiccupping usually goes away on its own.
سیسیبو معمولاً به خودی خود از بین میرود.
he was hiccupping loudly during dinner.
او در حین شام با صدای بلند سیسیبو داشت.
they laughed at her hiccupping fit.
آنها به حملات سیسیبویشان خندیدند.
she had a case of hiccupping after the spicy meal.
او بعد از غذای تند دچار سیسیبو شد.
he found a trick to stop hiccupping.
او یک راه حل برای متوقف کردن سیسیبو پیدا کرد.
hiccupping can happen at the most unexpected times.
سیسیبو میتواند در غیرمنتظرهترین زمانها اتفاق بیفتد.
hiccupping fit
حالت نفخ
hiccupping sound
صدای نفخ
hiccupping spell
حمله نفخ
persistent hiccupping
نفخ مداوم
uncontrollable hiccupping
نفخ غیرقابل کنترل
hiccupping baby
نوزاد نفخ
hiccupping attack
حمله نفخ
frequent hiccupping
نفخ مکرر
hiccupping episode
حلقه نفخ
random hiccupping
نفخ تصادفی
she was hiccupping during the movie.
او در حین تماشای فیلم دچار سیسیبو بود.
he couldn't stop hiccupping after the soda.
او بعد از نوشابه نمیتوانست جلوی سیسیبو را بگیرد.
hiccupping can be quite annoying sometimes.
سیسیبو گاهی اوقات میتواند بسیار آزاردهنده باشد.
she tried to stop hiccupping by drinking water.
او سعی کرد با نوشیدن آب جلوی سیسیبو را بگیرد.
hiccupping usually goes away on its own.
سیسیبو معمولاً به خودی خود از بین میرود.
he was hiccupping loudly during dinner.
او در حین شام با صدای بلند سیسیبو داشت.
they laughed at her hiccupping fit.
آنها به حملات سیسیبویشان خندیدند.
she had a case of hiccupping after the spicy meal.
او بعد از غذای تند دچار سیسیبو شد.
he found a trick to stop hiccupping.
او یک راه حل برای متوقف کردن سیسیبو پیدا کرد.
hiccupping can happen at the most unexpected times.
سیسیبو میتواند در غیرمنتظرهترین زمانها اتفاق بیفتد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید