high-pitched

[ایالات متحده]/ˌhaɪˈpɪtʃt/
[بریتانیا]/ˌhaɪˈpɪtʃt/

ترجمه

adj. دارای لحن بالا یا صدای تند؛ با شیب تند؛ متشنج یا شدید

عبارات و ترکیب‌ها

high-pitched voice

صدای زیر

high-pitched sound

صدای زیر

high-pitched whine

نال زیر

high-pitched scream

جیغ زیر

high-pitched tone

لحن زیر

high-pitched note

نت زیر

high-pitched shriek

جیغ زیر

high-pitched squeal

زوزه زیر

high-pitched ringing

زنگ زیر

high-pitched cry

گریه زیر

جملات نمونه

the singer delivered a high-pitched note that resonated through the hall.

خواننده نوای زیر و تیزی را اجرا کرد که در سالن طنین انداز شد.

a high-pitched whistle signaled the start of the race.

سوت زیر و تیز شروع مسابقه را نشان داد.

the child’s high-pitched laughter filled the room with joy.

خنده های زیر و تیز کودک، اتاق را با شادی پر کرد.

the alarm sounded with a high-pitched siren.

آژیر با صدای زیر و تیز به صدا درآمد.

the violin produced a high-pitched, delicate melody.

ویولن یک ملودی ظریف و زیر تولید کرد.

we heard a high-pitched buzzing coming from the electrical outlet.

صدای وزوز زیر از پریز برق شنیدیم.

the dog barked with a high-pitched yelp.

سگ با پارس زیر و تیز زوزه کشید.

the radio broadcast a high-pitched advertisement for the new product.

رادیو یک تبلیغ زیر برای محصول جدید پخش کرد.

the bird emitted a high-pitched chirp from its perch.

پرنده از جای خود چهچهه زیر از خود منتشر کرد.

the speaker used a high-pitched voice to emphasize his point.

سخنرای برای تاکید بر حرف خود از صدای زیر استفاده کرد.

a high-pitched squeal escaped her lips when she saw the surprise.

وقتی او تعجب کرد، جیغ زیر از لب هایش بیرون پرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید