hitchhiked

[ایالات متحده]/ˈhɪtʃhaɪkt/
[بریتانیا]/ˈhɪtʃhaɪkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سفر کرده با گرفتن سواری رایگان از وسایل نقلیه عبوری

عبارات و ترکیب‌ها

hitchhiked home

قایم‌نشینی به خانه

hitchhiked across country

قایم‌نشینی در سراسر کشور

hitchhiked to school

قایم‌نشینی به مدرسه

hitchhiked for fun

قایم‌نشینی برای تفریح

hitchhiked all night

تمام شب قایم‌نشینی کردم

hitchhiked with friends

قایم‌نشینی با دوستان

hitchhiked to work

قایم‌نشینی به محل کار

hitchhiked on weekends

قایم‌نشینی آخر هفته

hitchhiked during summer

قایم‌نشینی در طول تابستان

جملات نمونه

i hitchhiked across the country last summer.

من تابستان گذشته در طول کشور اتوب‌سواری کردم.

she hitchhiked to the festival and made new friends.

او برای رفتن به جشنواره اتوب‌سواری کرد و دوست جدیدی پیدا کرد.

they hitchhiked their way to the mountains for a weekend getaway.

آنها برای یک تعطیلات آخر هفته به سمت کوه‌ها اتوب‌سواری کردند.

we used to hitchhike when we were in college.

ما زمانی که در دانشگاه بودیم اتوب‌سواری می‌کردیم.

he hitchhiked home after his car broke down.

بعد از خراب شدن ماشینش او به خانه اتوب‌سواری کرد.

they hitchhiked through several states on their road trip.

آنها در طول سفر جاده‌ای خود از طریق ایالت‌های مختلف اتوب‌سواری کردند.

she felt nervous when she decided to hitchhike alone.

وقتی تصمیم گرفت به تنهایی اتوب‌سواری کند، احساس اضطراب کرد.

he hitchhiked to the coast and enjoyed the beach.

او به سمت ساحل اتوب‌سواری کرد و از ساحل لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید