travel

[ایالات متحده]/'træv(ə)l/
[بریتانیا]/'trævl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. سفر; پیاده‌روی; پیش رفتن
vt. سفر کردن از طریق; عبور کردن از
n. سفر; سفر کوتاه; گشت و گذار
Word Forms
زمان گذشتهtravelled
قسمت سوم فعلtravelled
شکل سوم شخص مفردtravels
جمعtravels
صفت یا فعل حال استمراریtravelling

عبارات و ترکیب‌ها

travel abroad

سفر به خارج از کشور

travel agency

آژانس مسافرتی

travel in

سفر در

travel service

خدمات سفر

travel time

زمان سفر

travel around

سفر در اطراف

business travel

سفر کاری

air travel

سفر هوایی

travel through

سفر از طریق

travel industry

صنعت سفر

travel agent

عامل سفر

travel along

سفر در امتداد

space travel

سفر فضایی

travel insurance

بیمه مسافرتی

time travel

سفر در زمان

travel light

سفر با وسایل سبک

travel demand

تقاضای سفر

travel notes

یادداشت‌های سفر

travel expenses

هزینه های سفر

جملات نمونه

travel in the interior

سفر در مناطق داخلی

It is travel siriasis.

این یک سفر سیریاس است.

to travel on the ship

برای سفر با کشتی

to travel by underground

برای سفر با مترو

travel through the country

سفر در سراسر کشور

Fusil - Travel and labour.

فوزیل - سفر و کار.

It is expensive to travel by plane.

سفر با هواپیما گران است.

to travel by easy stages

برای سفر با مراحل آسان

to travel round the world

برای سفر دور دنیا

The couple travels in style.

زوج با سبک سفر می کنند.

Space travel is full of hazards.

سفر فضایی پر از خطرات است.

travel through space and time.

سفر در فضا و زمان.

a one-day travel card.

یک کارت سفر یک روزه.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید