hitchhiker

[ایالات متحده]/ˈhɪtʃˌhaɪkər/
[بریتانیا]/ˈhɪtʃˌhaɪkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مسافری که با ایستادن در کنار جاده سوار ماشین‌های رایگان می‌شود; یک تبلیغ کوتاه که در برنامه دیگری درج شده است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hitchhiker's guide

راهنمای مسافران

hitchhiker's thumb

انگشت استثنایی

hitchhiker's story

داستان کوله‌بر

hitchhiker's journey

سفر کوله‌بر

hitchhiker's adventure

ماجراجویی کوله‌بر

hitchhiker's experience

تجربه کوله‌بر

hitchhiker's sign

علامت کوله‌بر

hitchhiker's ride

سوار شدن کوله‌بر

hitchhiker's fate

سرنوشت کوله‌بر

hitchhiker's code

کد کوله‌بر

جملات نمونه

many hitchhikers rely on the kindness of strangers.

بسیاری از کوله‌گردها به لطف و مهربانی غریبه‌ها متکی هستند.

he decided to become a hitchhiker for his summer vacation.

او تصمیم گرفت برای تعطیلات تابستانی خود کوله‌گرد شود.

hitchhikers often share stories during their travels.

کوله‌گردها اغلب در طول سفر خود داستان‌ها را با هم به اشتراک می‌گذارند.

it’s important for hitchhikers to stay safe on the road.

برای کوله‌گردها مهم است که در طول سفر خود ایمن باشند.

she picked up a hitchhiker on her way to the beach.

او در راه رسیدن به ساحل یک کوله‌گرد را سوار کرد.

hitchhikers should always be cautious about their surroundings.

کوله‌گردها همیشه باید در مورد محیط اطراف خود محتاط باشند.

he met a fellow hitchhiker who shared his travel tips.

او با یک کوله‌گرد دیگر ملاقات کرد که نکات سفر خود را با او در میان گذاشت.

some hitchhikers carry signs to indicate their destination.

برخی از کوله‌گردها تابلوهایی حمل می‌کنند تا مقصد خود را نشان دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید