wanderer

[ایالات متحده]/'wɔndərə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا حیوانی که پرسه می‌زند؛ کسی که بدون هدف مشخص یا مقصد ثابت سفر می‌کند
Word Forms
جمعwanderers

جملات نمونه

The wanderer has to sleep rough.

گردشگر مجبور است در شرایط سخت بخوابد.

I feel like a wanderer in a land of Hot Springs and tores.

من احساس می‌کنم مانند یک گردشگر در سرزمین چشمه‌های آب گرم و توره ها هستم.

The wanderer roamed the streets aimlessly.

گردشگر بی‌هدف در خیابان‌ها پرسه می‌زد.

The wanderer found solace in the quiet of the forest.

گردشگر آرامش را در سکوت جنگل یافت.

As a wanderer, she embraced the uncertainty of the road ahead.

به عنوان یک گردشگر، او عدم قطعیت مسیر پیش رو را پذیرفت.

The wanderer's heart longed for new adventures.

قلب گردشگر مشتاق ماجراجویی‌های جدید بود.

The old wanderer shared tales of his travels with the villagers.

گردشگر پیر داستان‌های سفر خود را با اهالی روستا به اشتراک گذاشت.

The wanderer's backpack was filled with essentials for survival.

کوله پشتی گردشگر پر از وسایل ضروری برای بقا بود.

The wanderer gazed at the stars, feeling a sense of wonder.

گردشگر به ستارگان خیره شد و احساس شگفتی کرد.

The wanderer sought shelter from the storm in a nearby cave.

گردشگر برای پناه گرفتن از طوفان به یک غار نزدیک پناه برد.

Wandering through the meadow, the wanderer felt at peace.

در حالی که در حال قدم زدن در چمنزار بود، گردشگر احساس آرامش کرد.

The wanderer's footsteps echoed in the empty hallway.

قدم‌های گردشگر در راهروی خالی پژواک می‌داد.

نمونه‌های واقعی

I have been a wanderer in many lands.

من در سرزمین‌های بسیاری سرگردان بوده‌ام.

منبع: British Original Language Textbook Volume 4

We began as wanderers, and we are wanderers still.

ما به عنوان سرگردان شروع کردیم و هنوز هم سرگردان هستیم.

منبع: NASA Micro Classroom

She promenaded a second time, and was again the sole wanderer there.

او بار دیگر قدم زد و دوباره تنها سرگردان آنجا بود.

منبع: Returning Home

The wanderers were home at last.

سرگردانان بالاخره به خانه بازگشتند.

منبع: The Trumpet Swan

It time, the young wanderers develop into distinctive adult male.

با گذشت زمان، سرگردانان جوان به مرد بالغ متمایزی تبدیل می‌شوند.

منبع: Lion Mafia

Its curved streets, in contrast to the rigid grid of New York, welcome idle wanderers and busy commuters alike.

خیابان‌های منحنی آن، در تضاد با شبکه سختگیرانه نیویورک، به یک باره سرگردانان بیکار و مسافران پرمشغلی خوش آمد می‌گویند.

منبع: The Economist (Summary)

He never forgot his origins among the desert wanderers and cattlemen.

او هرگز ریشه‌های خود را در میان سرگردانان صحرا و دامداران فراموش نکرد.

منبع: The Economist - Comprehensive

The year has turned us earthlings into aliens, wanderers on an unfamiliar planet.

سال ما انسان‌ها را به بیگانگان، سرگردانان یک سیاره ناآشنا تبدیل کرده است.

منبع: New York Times

The oncoming herds of wanderers are now pouring into the pride's territory.

گله‌های در حال نزدیک شدن سرگردانان اکنون وارد قلمرو گروه شده‌اند.

منبع: Lion Mafia

Side by side on the narrow shawl knelt the two wanderers, the little prattling child and the reckless, hardened adventurer.

دو سرگردان، کودک کوچک و پرحرف و ماجراجوی بی‌پروا و سخت‌کشیده، کنار هم روی شال باریک زانو زده بودند.

منبع: A Study in Scarlet by Sherlock Holmes

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید