hoagie

[ایالات متحده]/'həʊɪdʒi/
[بریتانیا]/'hoʊɪɡi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ساندویچ که با یک نان بلند پر شده از مواد مختلف درست می‌شود.; ساندویچ قهرمان.
Word Forms
جمعhoagies

عبارات و ترکیب‌ها

hoagie shop

فروشگاه هوآگی

hoagie roll

نان هوآگی

italian hoagie

هوآگی ایتالیایی

hoagie platter

سینی هوآگی

hoagie sauce

سس هوآگی

hoagie toppings

مواد روی هوآگی

hoagie cheese

پنیر هوآگی

hoagie special

پیشنهاد ویژه هوآگی

hoagie order

سفارش هوآگی

hoagie delivery

ارسال هوآگی

جملات نمونه

i ordered a hoagie for lunch today.

من امروز برای ناهار یک هوگی سفارش دادم.

the hoagie was filled with fresh vegetables and meats.

هوگی با سبزیجات تازه و گوشت پر شده بود.

my favorite hoagie has spicy mustard and pickles.

هوگی مورد علاقه من سس خردل تند و خیارشور دارد.

we enjoyed our hoagies at the picnic.

ما از خوردن هوگی در پیک نیک لذت بردیم.

he always orders a hoagie with extra cheese.

او همیشه یک هوگی با پنیر اضافی سفارش می‌دهد.

they served a delicious hoagie at the party.

آنها یک هوگی خوشمزه در مهمانی سرو کردند.

she made a hoagie with turkey and avocado.

او یک هوگی با گوشت ترکی و آووکادو درست کرد.

after the game, we grabbed a hoagie from the deli.

بعد از بازی، یک هوگی از دلی گرفتیم.

he prefers a hoagie over a regular sandwich.

او ترجیح می دهد یک هوگی به جای یک ساندویچ معمولی.

the hoagie was so big that i couldn't finish it.

هوگی آنقدر بزرگ بود که نتوانستم آن را تمام کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید