sandwich

[ایالات متحده]/ˈsænwitʃ,-dʒ/
[بریتانیا]/ˈsændˌwɪtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. قرار دادن چیزی بین دو برش نان؛ قرار دادن چیزی بین دو چیز
n. غذایی که معمولاً از سبزیجات، پنیر و گوشت تشکیل شده و بین دو برش نان قرار می‌گیرد.
Word Forms
زمان گذشتهsandwiched
شکل سوم شخص مفردsandwiches
جمعsandwiches
قسمت سوم فعلsandwiched
صفت یا فعل حال استمراریsandwiching

عبارات و ترکیب‌ها

ham sandwich

ساندویچ هم

tuna sandwich

ساندویچ ماهی تن

club sandwich

ساندویچ باشگاه

chicken sandwich

ساندویچ مرغ

sandwich structure

ساختار ساندویچ

sandwich panel

پنل ساندویچی

sandwich plate

صفحه ساندویچ

sandwich construction

ساختمان ساندویچ

cheese sandwich

ساندویچ پنیر

sandwich generation

نسل ساندویچ

sandwich board

تابلوی ساندویچ

sandwich glass

شیشه ساندویچ

sandwich class

کلاس ساندویچ

sandwich beam

بار ساندویچ

sandwich islands

جزایر ساندویچ

knuckle sandwich

ساندویچ مشت

جملات نمونه

I made a delicious sandwich for lunch.

من یک ساندویچ خوشمزه برای ناهار درست کردم.

She packed a turkey sandwich for her picnic.

او یک ساندویچ گوشت بوقلمون برای پیک نیک خود همراه داشت.

He ordered a tuna sandwich at the cafe.

او یک ساندویچ ماهی تن در کافه سفارش داد.

They sell a variety of sandwiches at the deli.

آنها انواع ساندویچ ها را در دلی خوشبخت می فروشند.

I love to eat a grilled cheese sandwich.

من عاشق خوردن یک ساندویچ پنیر گریل شده هستم.

She prefers a vegetarian sandwich with avocado.

او ترجیح می دهد یک ساندویچ گیاهی با آووکادو بخورد.

He is allergic to peanuts, so he avoids peanut butter sandwiches.

او به بادام زمینی آلرژی دارد، بنابراین از خوردن ساندویچ کره بادام زمینی خودداری می کند.

The children enjoyed making peanut butter and jelly sandwiches.

کودکان از درست کردن ساندویچ کره بادام زمینی و مربا لذت بردند.

She always packs a ham and cheese sandwich in her lunchbox.

او همیشه یک ساندویچ گوشت و پنیر را در جعبه ناهار خود می گذارد.

He grabbed a quick sandwich on his way to work.

او در راه رفتن به سر کار یک ساندویچ سریع برداشت.

نمونه‌های واقعی

Just made a sandwich, peanut butter and jelly.

من همین الان یک ساندویچ درست کردم، با کره بادام زمینی و مربا.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

Here's a recipe for a great turkey sandwich!

اینجا یک دستور العمل برای یک ساندویچ گوشت بوقلمون عالی وجود دارد!

منبع: New Target Junior High School English Grade 8 (Upper)

What -- they didn't like the peanut-butter sandwiches?

چه؟ آنها ساندویچ‌های کره بادام زمینی را دوست نداشتند؟

منبع: Modern Family - Season 07

Eating that sandwich was a religious experience.

خوردن آن ساندویچ یک تجربه مذهبی بود.

منبع: Travel around the world

Get me a cheese sandwich, would you?

می‌توانی یک ساندویچ پنیر برایم بگیری؟

منبع: Oxford University: English Pronunciation Course

I bought some sandwiches at lunch time.

من در زمان ناهار چند ساندویچ خریدم.

منبع: Thirty-nine Steps (Difficulty Level 4)

Jackie put the sandwiches on the table.

جکی ساندویچ‌ها را روی میز گذاشت.

منبع: "Love and Money" Simplified Version

Now, where did I put that sandwich?

حالا، آن ساندویچ را کجا گذاشتم؟

منبع: Tim's British Accent Class

And there we are, the last sandwich.

و این هم ما هستیم، آخرین ساندویچ.

منبع: Victoria Kitchen

Can I have an ice cream sandwich?

آیا می‌توانم یک ساندویچ بستنی داشته باشم؟

منبع: Desperate Housewives Season 7

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید