hoax

[ایالات متحده]/həʊks/
[بریتانیا]/hoʊks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فریب طنزآمیز یا بدخواهانه
vt. فریب دادن کسی به عنوان شوخی
Word Forms
زمان گذشتهhoaxed
قسمت سوم فعلhoaxed
جمعhoaxes
صفت یا فعل حال استمراریhoaxing
شکل سوم شخص مفردhoaxes

جملات نمونه

it smells like a hoax to me.

به نظر من مثل یک فریبکاری است.

They were the victims of a cruel hoax.

آنها قربانی یک نیرنگ وحشیانه بودند.

The hoaxer had sent the police on a wild-goose chase.

فریبکار پلیس را به تعقیب بیهوده فرستاده بود.

a hoax perpetrated by the British government

یک فریبکاری که توسط دولت بریتانیا انجام شده است.

A telephone caller said there was a bomb in the hotel but it was just a hoax.

یک تماس‌گیرنده تلفنی گفت که در هتل بمبی وجود دارد، اما فقط یک شوخی بود.

19.  10.In 1972, a hoaxer, pretended to be an athlete.

19. 10. در سال 1972، یک فریبکار، وانمود کرد که یک ورزشکار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید