trickery

[ایالات متحده]/'trɪk(ə)rɪ/
[بریتانیا]/'trɪkəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فریب یا استفاده از تاکتیک‌های فریبنده.
Word Forms

جملات نمونه

no trickery had been necessary to attract him thither.

برای جذب او به آنجا نیازی به نیرنگ نبوده است.

However, Malon detects Dalan’s trickery due to her clumsy slipup.

با این حال، مالون به دلیل اشتباه دست و پا چلفتی مالون، حقه بازی‌های دالان را تشخیص می‌دهد.

The magician amazed the audience with his clever trickery.

جادوگر با شعبده‌بازی‌های خود، تماشاگران را شگفت‌زده کرد.

She saw through his trickery and refused to be fooled.

او فهمید که او از نیرنگ استفاده می‌کند و از فریب دادن او امتناع کرد.

The con artist used trickery to swindle innocent people.

کلاهبردار از نیرنگ برای کلاهبرداری از افراد بی‌گناه استفاده کرد.

Detectives are trained to uncover various forms of trickery.

ماموران پلیس برای کشف اشکال مختلف نیرنگ آموزش دیده‌اند.

Political campaigns often involve deceit and trickery.

کمپین‌های سیاسی اغلب شامل فریب و نیرنگ می‌شوند.

The villain's plan relied heavily on deception and trickery.

برنامه‌ی شرور به شدت به فریب و نیرنگ متکی بود.

She used subtle trickery to outsmart her opponents.

او از نیرنگ‌های ظریف برای شکست دادن حریفانش استفاده کرد.

His success was built on a foundation of lies and trickery.

موفقیت او بر پایه‌ای از دروغ و نیرنگ بنا شده بود.

The scam artist's trickery was finally exposed by authorities.

نیرنگ کلاهبردار سرانجام توسط مقامات افشا شد.

The plot of the movie was filled with twists and trickery.

طرح فیلم پر از پیچش و نیرنگ بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید