hobbling

[ایالات متحده]/ˈhɒblɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhɑːblɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری از hobble، به معنی راه رفتن به طور لنگ و یا به صورت لنگ زدن؛ بستن پاهای (یک اسب و غیره) برای جلوگیری از سرگردانی آن

عبارات و ترکیب‌ها

hobbling along

در حال لنگ زدن

hobbling home

در حال لنگ زدن به سمت خانه

hobbling back

در حال لنگ زدن به عقب

hobbling slowly

به آرامی لنگ زدن

hobbling around

در حال لنگ زدن در اطراف

hobbling in pain

در حال لنگ زدن با درد

hobbling with crutches

در حال لنگ زدن با عصا

hobbling after surgery

پس از جراحی لنگ زدن

جملات نمونه

she was hobbling after twisting her ankle.

او بعد از پیچ خوردن مچ پاها، به سختی راه می‌رفت.

the old man was hobbling down the street with a cane.

مرد پیر با عصا به سختی در خیابان راه می‌رفت.

after the race, he was hobbling due to exhaustion.

بعد از مسابقه، او به دلیل خستگی به سختی راه می‌رفت.

the dog was hobbling on three legs after its injury.

سگ بعد از آسیب‌دیدگی روی سه پا به سختی راه می‌رفت.

she noticed him hobbling and offered to help.

او متوجه شد که او به سختی راه می‌رود و پیشنهاد کمک داد.

hobbling through the park, he admired the flowers.

در حالی که با سختی از میان پارک عبور می‌کرد، از گل‌ها تحسین کرد.

despite hobbling, she managed to reach the finish line.

با وجود اینکه به سختی راه می‌رفت، توانست خط پایان را پشت سر بگذارد.

the athlete was hobbling after a tough match.

ورزشکار بعد از یک مسابقه سخت به سختی راه می‌رفت.

he felt embarrassed while hobbling in front of his friends.

در حالی که با سختی در جلوی دوستانش راه می‌رفت، احساس شرمندگی کرد.

hobbling around the house, she realized she needed to rest.

در حالی که با سختی در اطراف خانه راه می‌رفت، متوجه شد که نیاز دارد استراحت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید