hobby

[ایالات متحده]/'hɒbɪ/
[بریتانیا]/'hɑbi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. علاقه یا فعالیتی که برای لذت یا استراحت دنبال می‌شود؛ سرگرمی تفریحی.
Word Forms
جمعhobbies

عبارات و ترکیب‌ها

hobbyist

علاقه‌مند

hobby horse

اسبچه

جملات نمونه

his hobby is trampolining.

سرگرمی او ترامپولین بازی است.

Alexander’s main hobby was poker.

سرگرمی اصلی الکساندر پوکر بود.

a hobby that gave birth to a successful business.

یک سرگرمی که منجر به ایجاد یک کسب و کار موفق شد.

outdoorsy hobbies such as fishing.

سرگرمی های فضای باز مانند ماهیگیری.

His hobby is building replicas of cars.

سرگرمی او ساختن مدل های تکراری ماشین است.

her hobbies are reading and gardening.

سرگرمی های او خواندن و باغبانی است.

scientific visualization is another of his hobby horses.

تصویرسازی علمی یکی دیگر از سرگرمی های اوست.

hobbies and holidays are for refreshment and recreation.

سرگرمی ها و تعطیلات برای تجدید قوا و تفریح هستند.

Magic can be a lifetime hobby and card magic is the poetry of prestidigitation.

جادو می تواند یک سرگرمی مادام العمر باشد و شعبده با کارت ها به عنوان شعر شعبده به شمار می رود.

took up a hobby to relieve the ennui of retirement;

برای رفع رخوت و بی‌حوصلگی بازنشستگی، سرگرم یک سرگرمی شد.

For him to forfeit his favourite hobby would be impossible.

برای او کنار گذاشتن سرگرمی مورد علاقه‌اش غیرممکن بود.

a hobby that engaged her for hours at a time.

سرگرمی که ساعت ها او را درگیر خود می کرد.

He decided to turn his hobby into a lucrative sideline.

او تصمیم گرفت سرگرمی خود را به یک فعالیت جانبی پرسود تبدیل کند.

Magic can be a lifetime hobby and card magic is considered to be the poetry of prestidigitation.

جادو می تواند یک سرگرمی مادام العمر باشد و شعبده با کارت ها به عنوان شعر شعبده به شمار می رود.

He works in a bank, but his hobby is building model boats.

او در بانک کار می کند، اما سرگرمی او ساختن مدل قایق است.

This is not a hobby you should go in for unless you have plenty of money.

این سرگرمی نیست که شما باید وارد آن شوید مگر اینکه پول زیادی داشته باشید.

he lived by night, indulging in his two hobbies, whoring and eating.

او شب ها زندگی می کرد و در سرگرمی های خود، فحاشی و غذا خوردن، غوطه ور می شد.

What's your patterner's hobby? Work in pairs then tell us: He/ She likes….

سرگرمی الگوی شما چیست؟ به صورت جفت کار کنید و سپس به ما بگویید: او/او دوست دارد...

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید