passion

[ایالات متحده]/ˈpæʃn/
[بریتانیا]/ˈpæʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساس شدید؛ شور و اشتیاق قوی؛ عشق عمیق؛ خشم شدید.
Word Forms
جمعpassions

عبارات و ترکیب‌ها

passion for

اشتیاق برای

passion fruit

میوه ماراکویا

crime of passion

جرایم غریزه ای

passion is sweet

اشتیاق شیرین است

جملات نمونه

She pursued her passion for painting.

او اشتیاق خود را برای نقاشی دنبال کرد.

His passion for music shines through in his performances.

اشتیاق او به موسیقی در اجراهایش مشهود است.

Passion is the key to success in any field.

اشتیاق کلید موفقیت در هر زمینه ای است.

They bonded over their shared passion for cooking.

آنها بر سر اشتراک خود در آشپزی با هم ارتباط برقرار کردند.

Her passion for helping others led her to volunteer at the local shelter.

اشتیاق او به کمک به دیگران باعث شد داوطلبانه در پناهگاه محلی کار کند.

Passion can drive you to achieve great things.

اشتیاق می تواند شما را به انجام کارهای بزرگ سوق دهد.

He spoke with passion about his favorite hobby.

او با اشتیاق در مورد سرگرمی مورد علاقه اش صحبت کرد.

Their passion for environmental conservation inspired others to take action.

اشتیاق آنها برای حفاظت از محیط زیست دیگران را به اقدام تشویق کرد.

Passion fuels creativity and innovation.

اشتیاق خلاقیت و نوآوری را تقویت می کند.

She followed her passion and started her own business.

او از اشتیاق خود پیروی کرد و کسب و کار خود را راه اندازی کرد.

نمونه‌های واقعی

You're supposed to find your passion in life.

شما باید اشتیاق خود را در زندگی پیدا کنید.

منبع: Friends Season 9

Will inertia be your guide, or will you follow your passions?

آیا سکون راهنمای شما خواهد بود، یا شما از اشتیاق های خود پیروی خواهید کرد؟

منبع: Celebrity Speech Compilation

Besides art, another of Miyazaki's passions is flight.

علاوه بر هنر، یکی دیگر از اشتیاق های مییازاکی پرواز است.

منبع: Listen to a little bit of fresh news every day.

She is one who follows her passions.

او کسی است که از اشتیاق های خود پیروی می کند.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

Anne was a very studious and diligent student who had a passion for books.

آن یک دانش آموز بسیار باهوش و کوشا بود که علاقه زیادی به کتاب ها داشت.

منبع: Introduction to World Celebrities

He helps young people pursue their passion for film.

او به جوانان کمک می کند تا به دنبال اشتیاق خود برای فیلم باشند.

منبع: Idol speaks English fluently.

Love and hate are extremes of passion.

عشق و نفرت، افراط و زیاده‌روی در اشتیاق هستند.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

So we go around the globe and we see who shares the same passion.

بنابراین ما در سراسر جهان می چرخدیم و می بینیم چه کسی اشتیاق یکسانی دارد.

منبع: Charlie Rose interviews Didi President Liu Qing.

He invites me to his home to share his passion for petals.

او مرا به خانه‌اش دعوت می‌کند تا اشتیاق خود را برای گلبرگ‌ها به اشتراک بگذارد.

منبع: CNN 10 Student English May 2019 Collection

Darwin was an English naturalist who had a passion for nature.

داروین یک طبیعت‌شناس انگلیسی بود که علاقه زیادی به طبیعت داشت.

منبع: World Holidays

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید