hold-up

[ایالات متحده]/ˈhəʊldˌʌp/
[بریتانیا]/ˈhoʊldˌʌp/

ترجمه

n. یک وقفه یا تاخیر؛ یک سرقت یا اخاذی
Word Forms
جمعhold-ups

عبارات و ترکیب‌ها

hold-ups

ترافیک سنگین

traffic hold-up

ترافیک سنگین

avoid a hold-up

از ترافیک سنگین اجتناب کنید

hold-up occurred

ترافیک سنگین رخ داده است

hold-up situation

وضعیت ترافیک سنگین

caused a hold-up

باعث ترافیک سنگین شد

major hold-up

ترافیک سنگین بزرگ

hold-up line

خط ترافیک سنگین

hold-up time

زمان ترافیک سنگین

جملات نمونه

the bank experienced a brief hold-up this morning.

بانک امروز صبح با یک وقفه کوتاه روبرو شد.

we had a major hold-up with the project timeline.

ما یک وقفه بزرگ در جدول زمانی پروژه داشتیم.

there was a traffic hold-up on the highway due to an accident.

به دلیل تصادف، ترافیک در بزرگراه دچار وقفه شد.

the film crew faced a hold-up in securing filming permits.

گروه فیلم‌سازی برای دریافت مجوزهای فیلمبرداری با مشکلاتی روبرو شد.

we need to resolve this hold-up before the deadline.

ما باید این وقفه را قبل از مهلت مقرر حل کنیم.

the train was delayed due to a hold-up on the line.

قطار به دلیل وقفه در مسیر تاخیر داشت.

the construction project suffered a significant hold-up.

پروژه ساختمانی با وقفه قابل توجهی روبرو شد.

the investigation revealed a complex series of hold-ups.

تحقیقات یک سری وقفه های پیچیده را نشان داد.

we encountered a hold-up in receiving the necessary data.

ما با وقفه ای در دریافت داده های لازم روبرو شدیم.

the software installation experienced a frustrating hold-up.

نصب نرم افزار با وقفه ای ناامید کننده روبرو شد.

despite the hold-up, the team remained optimistic.

با وجود وقفه، تیم همچنان خوش بین بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید