stylish homburgs
کلاهبرگهای شیک
classic homburgs
کلاهبرگهای کلاسیک
elegant homburgs
کلاهبرگهای ظریف
vintage homburgs
کلاهبرگهای قدیمی
black homburgs
کلاهبرگهای مشکی
felt homburgs
کلاهبرگهای بافتدار
formal homburgs
کلاهبرگهای رسمی
homburgs collection
کلکسیون کلاهبرگ
homburgs style
سبک کلاهبرگ
homburgs fashion
مد کلاهبرگ
he wore a stylish homburg to the wedding.
او یک هومبرگ شیک به عروسی پوشید.
the homburgs were popular among businessmen in the 1920s.
هومبرگها در بین بازرگانان در دهه 1920 محبوب بودند.
she collected vintage homburgs from different eras.
او هومبرگهای قدیمی از دوران مختلف جمعآوری کرد.
he tipped his homburg as a sign of respect.
او به عنوان نشانه احترام، هومبرگ خود را کج کرد.
the homburg is often associated with formal attire.
هومبرگ اغلب با لباسهای رسمی مرتبط است.
she decided to wear a homburg for the garden party.
او تصمیم گرفت برای مهمانی باغ، هومبرگ بپوشد.
his homburg was the perfect accessory for his suit.
هومبرگ او مکمل مناسبی برای کت و شلوارش بود.
many actors wore homburgs in classic films.
بسیاری از بازیگران در فیلمهای کلاسیک، هومبرگ میپوشیدند.
the homburg has a unique shape that stands out.
هومبرگ دارای شکل منحصر به فردی است که متمایز است.
he inherited his grandfather's homburg collection.
او مجموعه هومبرگ پدربزرگ خود را به ارث برد.
stylish homburgs
کلاهبرگهای شیک
classic homburgs
کلاهبرگهای کلاسیک
elegant homburgs
کلاهبرگهای ظریف
vintage homburgs
کلاهبرگهای قدیمی
black homburgs
کلاهبرگهای مشکی
felt homburgs
کلاهبرگهای بافتدار
formal homburgs
کلاهبرگهای رسمی
homburgs collection
کلکسیون کلاهبرگ
homburgs style
سبک کلاهبرگ
homburgs fashion
مد کلاهبرگ
he wore a stylish homburg to the wedding.
او یک هومبرگ شیک به عروسی پوشید.
the homburgs were popular among businessmen in the 1920s.
هومبرگها در بین بازرگانان در دهه 1920 محبوب بودند.
she collected vintage homburgs from different eras.
او هومبرگهای قدیمی از دوران مختلف جمعآوری کرد.
he tipped his homburg as a sign of respect.
او به عنوان نشانه احترام، هومبرگ خود را کج کرد.
the homburg is often associated with formal attire.
هومبرگ اغلب با لباسهای رسمی مرتبط است.
she decided to wear a homburg for the garden party.
او تصمیم گرفت برای مهمانی باغ، هومبرگ بپوشد.
his homburg was the perfect accessory for his suit.
هومبرگ او مکمل مناسبی برای کت و شلوارش بود.
many actors wore homburgs in classic films.
بسیاری از بازیگران در فیلمهای کلاسیک، هومبرگ میپوشیدند.
the homburg has a unique shape that stands out.
هومبرگ دارای شکل منحصر به فردی است که متمایز است.
he inherited his grandfather's homburg collection.
او مجموعه هومبرگ پدربزرگ خود را به ارث برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید