homozygotic genes
ژنهای هموزیگوتی
homozygotic traits
ویژگیهای هموزیگوتی
homozygotic individuals
افراد هموزیگوتی
homozygotic alleles
آللهای هموزیگوتی
homozygotic condition
وضعیت هموزیگوتی
homozygotic lines
خطوط هموزیگوتی
homozygotic crosses
پیادهسازیهای هموزیگوتی
homozygotic pairs
جفتهای هموزیگوتی
homozygotic offspring
نسلهای هموزیگوتی
homozygotic population
جمعیت هموزیگوتی
homozygotic individuals have identical alleles for a given trait.
افراد هموزيگوتی دارای آللهای یکسان برای یک ویژگی خاص هستند.
in genetics, homozygotic twins share the same genetic makeup.
در ژنتیک، دوقلوهای هموزيگوتی دارای همان ساختار ژنتیکی هستند.
studying homozygotic plants can reveal important traits.
مطالعه گیاهان هموزيگوتی میتواند ویژگیهای مهمی را نشان دهد.
homozygotic conditions can lead to increased genetic disorders.
شرایط هموزيگوتی میتواند منجر به افزایش اختلالات ژنتیکی شود.
researchers are interested in homozygotic lines for crop improvement.
محققان به خطوط هموزيگوتی برای بهبود محصول علاقه مند هستند.
homozygotic gene pairs are crucial for understanding inheritance patterns.
جفتهای ژنی هموزيگوتی برای درک الگوهای وراثت بسیار مهم هستند.
identifying homozygotic mutations can help in disease research.
تشخیص جهشهای هموزيگوتی میتواند به تحقیقات بیماری کمک کند.
homozygotic recessive traits can be expressed in offspring.
ویژگیهای مغلوب هموزيگوتی میتوانند در فرزندان بیان شوند.
genetic counseling often involves discussions about homozygotic conditions.
مشاوره ژنتیکی اغلب شامل بحث در مورد شرایط هموزيگوتی است.
homozygotic strains are often used in laboratory experiments.
سویه های هموزيگوتی اغلب در آزمایشات آزمایشگاهی استفاده می شوند.
homozygotic genes
ژنهای هموزیگوتی
homozygotic traits
ویژگیهای هموزیگوتی
homozygotic individuals
افراد هموزیگوتی
homozygotic alleles
آللهای هموزیگوتی
homozygotic condition
وضعیت هموزیگوتی
homozygotic lines
خطوط هموزیگوتی
homozygotic crosses
پیادهسازیهای هموزیگوتی
homozygotic pairs
جفتهای هموزیگوتی
homozygotic offspring
نسلهای هموزیگوتی
homozygotic population
جمعیت هموزیگوتی
homozygotic individuals have identical alleles for a given trait.
افراد هموزيگوتی دارای آللهای یکسان برای یک ویژگی خاص هستند.
in genetics, homozygotic twins share the same genetic makeup.
در ژنتیک، دوقلوهای هموزيگوتی دارای همان ساختار ژنتیکی هستند.
studying homozygotic plants can reveal important traits.
مطالعه گیاهان هموزيگوتی میتواند ویژگیهای مهمی را نشان دهد.
homozygotic conditions can lead to increased genetic disorders.
شرایط هموزيگوتی میتواند منجر به افزایش اختلالات ژنتیکی شود.
researchers are interested in homozygotic lines for crop improvement.
محققان به خطوط هموزيگوتی برای بهبود محصول علاقه مند هستند.
homozygotic gene pairs are crucial for understanding inheritance patterns.
جفتهای ژنی هموزيگوتی برای درک الگوهای وراثت بسیار مهم هستند.
identifying homozygotic mutations can help in disease research.
تشخیص جهشهای هموزيگوتی میتواند به تحقیقات بیماری کمک کند.
homozygotic recessive traits can be expressed in offspring.
ویژگیهای مغلوب هموزيگوتی میتوانند در فرزندان بیان شوند.
genetic counseling often involves discussions about homozygotic conditions.
مشاوره ژنتیکی اغلب شامل بحث در مورد شرایط هموزيگوتی است.
homozygotic strains are often used in laboratory experiments.
سویه های هموزيگوتی اغلب در آزمایشات آزمایشگاهی استفاده می شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید