hoofstock grazing
چرای گوشتی
manage hoofstock
مدیریت گوشتی
hoofstock farming
کشاورزی گوشتی
wild hoofstock
گوشتیهای وحشی
domestic hoofstock
گوشتیهای خانگی
protecting hoofstock
حفاظت از گوشتیها
hoofstock population
جمعیت گوشتیها
hoofstock diseases
بیماریهای گوشتیها
raising hoofstock
پرورش گوشتیها
observe hoofstock
ملاحظه گوشتیها
the hoofstock animals grazed peacefully in the meadow.
حیوانات چهارپا در مeadو به آرامی گوشت خوردند.
farmers carefully managed their hoofstock during the drought.
کشاورزان در زمان خشکسالی به دقت حیوانات چهارپای خود را مدیریت کردند.
the veterinarian specialized in treating hoofstock diseases.
دکتر حیوانات چهارپا را در درمان بیماریهای آنها متخصص شده است.
we observed a large herd of hoofstock migrating across the plains.
ما یک گله بزرگ از حیوانات چهارپا را در حال مهاجرت از روی سرزمینهای گسترده مشاهده کردیم.
the hoofstock population declined due to habitat loss.
جمعیت حیوانات چهارپا به دلیل از دست رفتن زیستگاه کاهش یافت.
protecting hoofstock habitats is crucial for biodiversity.
حفاظت از زیستگاههای حیوانات چهارپا برای تنوع زیستی حیاتی است.
the study focused on the behavior of wild hoofstock.
این مطالعه روی رفتار حیوانات چهارپای وحشی متمرکز بود.
hoofstock farming is a significant part of the local economy.
چرای حیوانات چهارپا بخش مهمی از اقتصاد محلی است.
the park is home to a variety of hoofstock species.
پارک میزبان چندین گونه از حیوانات چهارپا است.
researchers tracked the movements of the hoofstock using gps collars.
پژوهشگران حرکات حیوانات چهارپا را با استفاده از گالوچههای GPS دنبال کردند.
the impact of climate change on hoofstock is a growing concern.
تأثیر تغییرات اقلیمی بر حیوانات چهارپا نگرانی رو به افزایش است.
hoofstock grazing
چرای گوشتی
manage hoofstock
مدیریت گوشتی
hoofstock farming
کشاورزی گوشتی
wild hoofstock
گوشتیهای وحشی
domestic hoofstock
گوشتیهای خانگی
protecting hoofstock
حفاظت از گوشتیها
hoofstock population
جمعیت گوشتیها
hoofstock diseases
بیماریهای گوشتیها
raising hoofstock
پرورش گوشتیها
observe hoofstock
ملاحظه گوشتیها
the hoofstock animals grazed peacefully in the meadow.
حیوانات چهارپا در مeadو به آرامی گوشت خوردند.
farmers carefully managed their hoofstock during the drought.
کشاورزان در زمان خشکسالی به دقت حیوانات چهارپای خود را مدیریت کردند.
the veterinarian specialized in treating hoofstock diseases.
دکتر حیوانات چهارپا را در درمان بیماریهای آنها متخصص شده است.
we observed a large herd of hoofstock migrating across the plains.
ما یک گله بزرگ از حیوانات چهارپا را در حال مهاجرت از روی سرزمینهای گسترده مشاهده کردیم.
the hoofstock population declined due to habitat loss.
جمعیت حیوانات چهارپا به دلیل از دست رفتن زیستگاه کاهش یافت.
protecting hoofstock habitats is crucial for biodiversity.
حفاظت از زیستگاههای حیوانات چهارپا برای تنوع زیستی حیاتی است.
the study focused on the behavior of wild hoofstock.
این مطالعه روی رفتار حیوانات چهارپای وحشی متمرکز بود.
hoofstock farming is a significant part of the local economy.
چرای حیوانات چهارپا بخش مهمی از اقتصاد محلی است.
the park is home to a variety of hoofstock species.
پارک میزبان چندین گونه از حیوانات چهارپا است.
researchers tracked the movements of the hoofstock using gps collars.
پژوهشگران حرکات حیوانات چهارپا را با استفاده از گالوچههای GPS دنبال کردند.
the impact of climate change on hoofstock is a growing concern.
تأثیر تغییرات اقلیمی بر حیوانات چهارپا نگرانی رو به افزایش است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید