hoovering

[ایالات متحده]/ˈhuːvərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhuːvərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تمیز کردن با جاروبرقی

عبارات و ترکیب‌ها

hoovering up

جاروبرقی کردن

hoovering around

جاروبرقی در اطراف

hoovering noise

صدای جاروبرقی

hoovering carpet

جاروبرقی کردن فرش

hoovering dust

جاروبرقی کردن گرد و غبار

hoovering service

خدمات جاروبرقی

hoovering method

روش جاروبرقی

hoovering action

عملکرد جاروبرقی

hoovering job

کار جاروبرقی

hoovering routine

برنامه جاروبرقی

جملات نمونه

she spends her weekends hoovering the house.

او آخر هفته‌ها را به جارو کردن خانه می‌گذراند.

he was hoovering the carpet when i arrived.

وقتی من رسیدم، او داشت فرش را جارو می‌کرد.

after hoovering, the living room looked much cleaner.

بعد از جارو کردن، اتاق نشیمن خیلی تمیزتر به نظر می‌رسید.

don't forget to start hoovering before the guests arrive.

قبل از رسیدن مهمان‌ها فراموش نکنید که شروع به جارو کردن کنید.

she hates hoovering because it takes so much time.

او از جارو کردن متنفر است زیرا زمان زیادی طول می‌کشد.

he always listens to music while hoovering.

او همیشه در حالی که جارو می‌کند به موسیقی گوش می‌دهد.

hoovering is one of my least favorite chores.

جارو کردن یکی از کارهای مورد علاقه من نیست.

she bought a new hoovering machine that is very efficient.

او یک دستگاه جاروبرقی جدید خرید که بسیار کارآمد است.

he finished hoovering the entire house in an hour.

او کل خانه را در عرض یک ساعت جارو کرد.

they often argue about who should do the hoovering.

آنها اغلب بحث می‌کنند که چه کسی باید جارو کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید