hoovering up
جاروبرقی کردن
hoovering around
جاروبرقی در اطراف
hoovering noise
صدای جاروبرقی
hoovering carpet
جاروبرقی کردن فرش
hoovering dust
جاروبرقی کردن گرد و غبار
hoovering service
خدمات جاروبرقی
hoovering method
روش جاروبرقی
hoovering action
عملکرد جاروبرقی
hoovering job
کار جاروبرقی
hoovering routine
برنامه جاروبرقی
she spends her weekends hoovering the house.
او آخر هفتهها را به جارو کردن خانه میگذراند.
he was hoovering the carpet when i arrived.
وقتی من رسیدم، او داشت فرش را جارو میکرد.
after hoovering, the living room looked much cleaner.
بعد از جارو کردن، اتاق نشیمن خیلی تمیزتر به نظر میرسید.
don't forget to start hoovering before the guests arrive.
قبل از رسیدن مهمانها فراموش نکنید که شروع به جارو کردن کنید.
she hates hoovering because it takes so much time.
او از جارو کردن متنفر است زیرا زمان زیادی طول میکشد.
he always listens to music while hoovering.
او همیشه در حالی که جارو میکند به موسیقی گوش میدهد.
hoovering is one of my least favorite chores.
جارو کردن یکی از کارهای مورد علاقه من نیست.
she bought a new hoovering machine that is very efficient.
او یک دستگاه جاروبرقی جدید خرید که بسیار کارآمد است.
he finished hoovering the entire house in an hour.
او کل خانه را در عرض یک ساعت جارو کرد.
they often argue about who should do the hoovering.
آنها اغلب بحث میکنند که چه کسی باید جارو کند.
hoovering up
جاروبرقی کردن
hoovering around
جاروبرقی در اطراف
hoovering noise
صدای جاروبرقی
hoovering carpet
جاروبرقی کردن فرش
hoovering dust
جاروبرقی کردن گرد و غبار
hoovering service
خدمات جاروبرقی
hoovering method
روش جاروبرقی
hoovering action
عملکرد جاروبرقی
hoovering job
کار جاروبرقی
hoovering routine
برنامه جاروبرقی
she spends her weekends hoovering the house.
او آخر هفتهها را به جارو کردن خانه میگذراند.
he was hoovering the carpet when i arrived.
وقتی من رسیدم، او داشت فرش را جارو میکرد.
after hoovering, the living room looked much cleaner.
بعد از جارو کردن، اتاق نشیمن خیلی تمیزتر به نظر میرسید.
don't forget to start hoovering before the guests arrive.
قبل از رسیدن مهمانها فراموش نکنید که شروع به جارو کردن کنید.
she hates hoovering because it takes so much time.
او از جارو کردن متنفر است زیرا زمان زیادی طول میکشد.
he always listens to music while hoovering.
او همیشه در حالی که جارو میکند به موسیقی گوش میدهد.
hoovering is one of my least favorite chores.
جارو کردن یکی از کارهای مورد علاقه من نیست.
she bought a new hoovering machine that is very efficient.
او یک دستگاه جاروبرقی جدید خرید که بسیار کارآمد است.
he finished hoovering the entire house in an hour.
او کل خانه را در عرض یک ساعت جارو کرد.
they often argue about who should do the hoovering.
آنها اغلب بحث میکنند که چه کسی باید جارو کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید