hopping

[ایالات متحده]/'hɑpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پرانرژی، مشغول
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریhopping

عبارات و ترکیب‌ها

hopping around

پرش در اطراف

hopping in excitement

پرش از هیجان

frequency hopping

پرش فرکانسی

job hopping

پرش شغلی

hopping mad

خشمگین و عصبی

جملات نمونه

He was hopping mad.

او به شدت عصبانی بود.

The monkey is hopping on the trees.

میمون روی درخت‌ها می‌پرد.

The shipping department is hopping this week.

بخش حمل و نقل این هفته بسیار پرمشغله است.

a blackbird was hopping around in the sun.

یک طاووس سیاه در آفتاب در حال پرش بود.

the delis do a hopping lunch business.

رستوران‌های دلی در کسب و کار ناهار بسیار موفق هستند.

the bird's alert hopping from branch to branch.

پرنده با هوشیاری از شاخه به شاخه می‌پرد.

Several frogs were hopping about on the lawn.

چند قورباغه روی چمن در حال پرش بودند.

I'm hopping over to Paris for the weekend.

من آخر هفته به پاریس می‌پرم.

Anne was hopping mad about the sales figures.

آن بسیار عصبانی بود در مورد ارقام فروش.

A spinifex hopping mouse in its burrow entrance.

یک موش پرشی spinifex در ورودی لانه‌اش.

" Violet said.That short man by this time was hopping mad and was furiously striking his club against the stone to produce a string of chaotic clinks.

" وایولت گفت. آن مرد کوتاه در این زمان عصبانی بود و با خشم چوب خود را به سنگ می‌زد تا مجموعه‌ای از صداهای آشفته ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید