horde

[ایالات متحده]/hɔːd/
[بریتانیا]/hɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گروه بزرگ در حال حرکت؛ یک جمعیت بزرگ از مردم
Word Forms
جمعhordes

عبارات و ترکیب‌ها

barbarian horde

ارتش وحشی

savage horde

ارتش وحشی

invading horde

ارتش مهاجم

massive horde

ارتش عظیم

a horde of

گروهی از

جملات نمونه

a horde of beery rugby fans.

گروهی از طرفداران رگبی مست و پر سر و صدا

a horde of mosquitoes.See Synonyms at crowd 1

گروهی از پشه‌ها. به مترادف‌ها در crowd 1 مراجعه کنید

The prisoners horded together in the compound.

زندانیان در محوطه به هم جمع شدند.

A horde of children ran over the office building.

گروهی از کودکان به ساختمان اداری هجوم بردند.

hordes of children from other schools

گروه‌های بزرگی از کودکان از مدارس دیگر

Hordes of journalists jostled for position outside the conference hall.

گروه‌های بزرگی از روزنامه‌نگاران برای گرفتن موقعیت در خارج از تالار کنفرانس با هم درگیر شدند.

After the two Hell Wars fought by mankind against the hordes of demons and vampires, only a few scattered endives of humans survive.

پس از دو جنگ جهنمی که توسط انسان‌ها علیه انبوهی از شیاطین و خون‌آشفتگان انجام شد، تنها چند جزیره پراکنده از انسان‌ها باقی مانده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید