horsemen

[ایالات متحده]/ˈhɔːs.mən/
[بریتانیا]/ˈhɔrs.mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سواران یا شوالیه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

four horsemen

چهار سوار

horsemen of apocalypse

اسوار آخرالزمان

horsemen ride

اسواران سوار می‌شوند

horsemen charge

اسواران حمله می‌کنند

horsemen gallop

اسواران تاپ می‌کنند

horsemen approach

اسواران نزدیک می‌شوند

horsemen appear

اسواران ظاهر می‌شوند

horsemen advance

اسواران پیشروی می‌کنند

horsemen lead

اسواران هدایت می‌کنند

horsemen unite

اسواران متحد می‌شوند

جملات نمونه

the horsemen rode across the vast plains.

سواران در دشت‌های وسیع حرکت می‌کردند.

the horsemen prepared for the upcoming tournament.

سواران برای مسابقات آتی آماده شدند.

legend has it that the horsemen were invincible.

افسانه‌ها می‌گویند که سوارکاران شکست‌ناپذیر بودند.

horsemen often train for years to perfect their skills.

سواران اغلب سال‌ها تمرین می‌کنند تا مهارت‌های خود را کامل کنند.

the horsemen displayed incredible bravery in battle.

سواران شجاعت فوق‌العاده‌ای در نبرد نشان دادند.

many horsemen participated in the annual parade.

بسیاری از سوارکاران در رژه سالانه شرکت کردند.

the horsemen communicated silently during the mission.

سواران در طول ماموریت به طور بی‌صدا با یکدیگر ارتباط برقرار کردند.

horsemen are often depicted in ancient art.

سواران اغلب در هنر باستانی به تصویر کشیده می‌شوند.

in history, horsemen played a crucial role in warfare.

در طول تاریخ، سوارکاران نقش مهمی در جنگ‌افزار ایفا کردند.

the horsemen galloped through the fields at dawn.

سواران در سپیده دم از میان مزارع گذر کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید