hourglass

[ایالات متحده]/ˈaʊəɡlɑːs/
[بریتانیا]/ˈaʊərɡlæs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله‌ای برای اندازه‌گیری زمان، که از دو حباب شیشه‌ای متصل به یک گردن باریک تشکیل شده است و حاوی شن یا مایعی است که از یک حباب به حباب دیگر جریان می‌یابد؛ شیئی شبیه به ساعت شنی، که اغلب در زمینه‌های مختلف استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hourglass figure

شکل ساعت شنی

hourglass shape

شکل ساعت شنی

hourglass timer

تایمر ساعت شنی

hourglass sand

گذاشت ساعت شنی

hourglass design

طراحی ساعت شنی

hourglass style

سبک ساعت شنی

hourglass effect

اثر ساعت شنی

hourglass curve

منحنی ساعت شنی

hourglass model

مدل ساعت شنی

hourglass silhouette

سیلوئت ساعت شنی

جملات نمونه

the hourglass symbolizes the passage of time.

شیشه ساعت نمادی از گذر زمان است.

she watched the hourglass as the sand slowly fell.

او در حالی که شن به آرامی می ریخت، شیشه ساعت را تماشا کرد.

he turned the hourglass to start the game.

او برای شروع بازی، شیشه ساعت را چرخاند.

the hourglass is a beautiful decoration.

شیشه ساعت یک دکوراسیون زیبا است.

time seemed to stand still while the hourglass was running.

به نظر می رسید زمان در حالی که شیشه ساعت در حال کار بود، ثابت مانده است.

she used an hourglass to measure the cooking time.

او از یک شیشه ساعت برای اندازه گیری زمان پخت استفاده کرد.

the hourglass reminded him of his childhood.

شیشه ساعت او را به دوران کودکی خود یادآوری کرد.

he bought an hourglass as a gift for her.

او یک شیشه ساعت به عنوان هدیه برای او خرید.

they discussed the significance of the hourglass in art.

آنها درباره اهمیت شیشه ساعت در هنر بحث کردند.

the hourglass was filled with colorful sand.

شیشه ساعت با شن های رنگارنگ پر شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید