| قسمت سوم فعل | huckstered |
| زمان گذشته | huckstered |
| شکل سوم شخص مفرد | hucksters |
| صفت یا فعل حال استمراری | huckstering |
| جمع | hucksters |
huckster over prices on the black market
فروشنده متقلب در مورد قیمتها در بازار سیاه
The huckster tried to sell fake watches to unsuspecting tourists.
فروشنده متقلب سعی کرد ساعتهای تقلبی را به گردشگران ناآگاه بفروشد.
She saw through the huckster's sales pitch and walked away.
او متوجه ترفندهای فروشنده متقلب شد و از آنجا دور شد.
The huckster's deceptive tactics were exposed by the authorities.
ترفندهای فریبنده فروشنده متقلب توسط مقامات رسوا شد.
The huckster promised unrealistic results to lure in customers.
فروشنده متقلب وعده نتایج غیرواقعی برای جذب مشتریان داد.
The huckster's smooth talking convinced many people to buy his products.
صحبتهای روان فروشنده متقلب باعث شد بسیاری از افراد محصولات او را بخرند.
The huckster's shady dealings eventually caught up with him.
در نهایت معاملات مشکوک فروشنده متقلب به دام او افتاد.
The huckster's unethical behavior tarnished the reputation of the company.
رفتار غیراخلاقی فروشنده متقلب باعث لکهدار شدن شهرت شرکت شد.
The huckster's fraudulent schemes landed him in jail.
طرحهای کلاهبرداری فروشنده متقلب او را به زندان فرستاد.
The huckster's con artist ways were finally exposed to the public.
روشهای کلاهبرداری فروشنده متقلب سرانجام برای عموم فاش شد.
The huckster's charm and charisma made it easy for him to deceive others.
جاذبه و کاریزمای فروشنده متقلب باعث شد فریب دادن دیگران برای او آسان باشد.
huckster over prices on the black market
فروشنده متقلب در مورد قیمتها در بازار سیاه
The huckster tried to sell fake watches to unsuspecting tourists.
فروشنده متقلب سعی کرد ساعتهای تقلبی را به گردشگران ناآگاه بفروشد.
She saw through the huckster's sales pitch and walked away.
او متوجه ترفندهای فروشنده متقلب شد و از آنجا دور شد.
The huckster's deceptive tactics were exposed by the authorities.
ترفندهای فریبنده فروشنده متقلب توسط مقامات رسوا شد.
The huckster promised unrealistic results to lure in customers.
فروشنده متقلب وعده نتایج غیرواقعی برای جذب مشتریان داد.
The huckster's smooth talking convinced many people to buy his products.
صحبتهای روان فروشنده متقلب باعث شد بسیاری از افراد محصولات او را بخرند.
The huckster's shady dealings eventually caught up with him.
در نهایت معاملات مشکوک فروشنده متقلب به دام او افتاد.
The huckster's unethical behavior tarnished the reputation of the company.
رفتار غیراخلاقی فروشنده متقلب باعث لکهدار شدن شهرت شرکت شد.
The huckster's fraudulent schemes landed him in jail.
طرحهای کلاهبرداری فروشنده متقلب او را به زندان فرستاد.
The huckster's con artist ways were finally exposed to the public.
روشهای کلاهبرداری فروشنده متقلب سرانجام برای عموم فاش شد.
The huckster's charm and charisma made it easy for him to deceive others.
جاذبه و کاریزمای فروشنده متقلب باعث شد فریب دادن دیگران برای او آسان باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید