swindler

[ایالات متحده]/'swɪndlə/
[بریتانیا]/'swɪndlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلاهبردار
Word Forms
جمعswindlers

جملات نمونه

The swindler tricked the old lady into giving him all her savings.

کلاهبردار پیرزن را فریب داد تا تمام پس اندازهایش را به او بدهد.

The swindler posed as a police officer to gain the victim's trust.

کلاهبردار خود را به عنوان افسر پلیس جا زد تا اعتماد قربانی را جلب کند.

The swindler used a fake identity to open multiple bank accounts.

کلاهبردار از یک هویت جعلی برای افتتاح حساب‌های بانکی متعدد استفاده کرد.

The swindler promised huge returns on investment to lure unsuspecting investors.

کلاهبردار وعده بازدهی کلان سرمایه گذاری را به منظور فریب سرمایه گذاران ناآگاه داد.

The swindler's scheme unraveled when one of his victims reported him to the authorities.

طرح کلاهبردار زمانی آشکار شد که یکی از قربانیان او را به مقامات گزارش کرد.

The swindler's smooth talking convinced many people to hand over their money.

حرف‌های شیرین و خوشایند کلاهبردار باعث شد بسیاری از افراد پول خود را به او بدهند.

The swindler used forged documents to support his false claims.

کلاهبردار از مدارک جعلی برای اثبات ادعاهای نادرست خود استفاده کرد.

The swindler preyed on vulnerable individuals who were easily manipulated.

کلاهبردار از افراد آسیب پذیر که به راحتی دستکاری می شدند، سوء استفاده کرد.

The swindler's elaborate con involved multiple accomplices.

کلاهبرداری پیچیده کلاهبردار شامل همدستی افراد متعدد بود.

The swindler's fraudulent activities caught up with him, leading to his arrest.

فعالیت‌های کلاهبردارانه کلاهبردار سرانجام به دام او افتاد و منجر به دستگیری او شد.

نمونه‌های واقعی

So, Donald Hauser was a swindler with a heart of gold.

بنابراین، دونالد هاوزر یک فریبکار با قلبی طلایی بود.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

The so-called scholar turned out to be a swindler.

دانشمند مزخرف در نهایت یک فریبکار بود.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

He also fell in with a like minded swindler by the name of Benjamin Pietzel.

او همچنین با یک فریبکار همفکر به نام بنجامین پیٹزل همراه شد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

The swindler cheated me (out) of all my money.

آن فریبکار تمام پولم را به سرقت برد.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Unfortunately, it also causes us to see crooks and swindlers where they aren't.

متاسفانه، این باعث می شود ما کلاهبرداران و فریبکاران را در جایی که وجود ندارند، ببینیم.

منبع: Harvard Business Review

More recently, the American financier Bernie Madoff become infamous as 'the biggest swindler in history'.

به تازگی، تاجر آمریکایی برنی مادوف به عنوان 'بزرگترین فریبکار در تاریخ' بدنام شد.

منبع: 6 Minute English

More recently, the American financier Bernie Madoff became infamous as 'the biggest swindler in history'.

به تازگی، تاجر آمریکایی برنی مادوف به عنوان 'بزرگترین فریبکار در تاریخ' بدنام شد.

منبع: 6 Minute English

In his London the rich cannot escape the poor, and the do-gooders and swindlers quaff ale elbow-to-elbow.

در لندن او، ثروتمندان نمی توانند از فقر فرار کنند و افراد خیرخواه و فریبکاران در کنار هم آبجو می نوشند.

منبع: The Economist - Arts

'Certainly not for a common swindler who'd have to steal the ring he put on her finger.'

'البته نه برای یک فریبکار معمولی که باید حلقه ای را که به انگشت او کرد، بدزدد.'

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

They hoped the next president wouldn't be a swindler.

آنها امیدوار بودند رئیس جمهور بعدی فریبکار نباشد.

منبع: Friday Flash Fiction - 100-word Micro Fiction

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید