humanises

[ایالات متحده]/[hjuːˈmaɪz]/
[بریتانیا]/[hjuːˈmaɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به‌طور بیشتری انسانی کردن؛ نمایش چیزی به‌عنوان بیشتر انسانی از آنچه است؛ جعل چیزی به‌طور بیشتری قابل ارتباط با انسان‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

humanises data

داده‌ها را انسانی می‌کند

humanises the story

داستان را انسانی می‌کند

humanised approach

رویکرد انسانی‌سازی شده

humanises the experience

تجربه را انسانی می‌کند

humanised design

طراحی انسانی‌سازی شده

humanises the brand

برند را انسانی می‌کند

humanises the process

فرآیند را انسانی می‌کند

جملات نمونه

the documentary humanises the refugees, showing their individual stories and struggles.

مستندساخت از پناه‌گیران انسانی‌سازی می‌کند و داستان‌های ویژه و مبارزات آن‌ها را نشان می‌دهد.

good storytelling humanises complex issues, making them more relatable to the audience.

داستان‌گویی خوب از مسائل پیچیده انسانی‌سازی می‌کند و آن‌ها را بیشتر به مخاطب قابل ارتباط می‌کند.

the artist's work humanises technology, exploring its impact on human connection.

کار هنرمند از فناوری انسانی‌سازی می‌کند و تأثیر آن بر ارتباط انسانی را بررسی می‌کند.

sharing personal anecdotes humanises the speaker, building rapport with the audience.

اشتراک داستان‌های شخصی از سخن‌گو انسانی‌سازی می‌کند و رابطه‌ای با مخاطب ایجاد می‌کند.

empathy and understanding humanises our interactions with others, fostering compassion.

هم‌دم و درک از تعاملات ما با دیگران انسانی‌سازی می‌کند و همدردی را تقویت می‌کند.

focusing on individual experiences humanises statistics, giving them emotional weight.

تمرکز بر تجربیات فردی از آمار انسانی‌سازی می‌کند و به آن‌ها وزن عاطفی می‌دهد.

the novel humanises the villain, revealing the circumstances that led to their actions.

رومان از شرور انسانی‌سازی می‌کند و شرایطی که به اقدامات آن‌ها منجر شد را آشکار می‌کند.

giving a voice to the marginalized humanises their plight, raising awareness and support.

دادن صدایی به افراد محروم از مظلومیت آن‌ها انسانی‌سازی می‌کند و آگاهی و حمایت را افزایش می‌دهد.

the campaign humanises the homeless, challenging stereotypes and promoting empathy.

کمپین از بی‌خانمان انسانی‌سازی می‌کند و نمادهای نادرست را چالش می‌گیرد و همدردی را ترویج می‌کند.

by showing their vulnerabilities, the film humanises the powerful, making them more relatable.

با نشان دادن آسیب‌پذیری‌های آن‌ها، فیلم از قدرتمندان انسانی‌سازی می‌کند و آن‌ها را بیشتر به مخاطب قابل ارتباط می‌کند.

the writer humanises the historical figure, exploring their motivations and flaws.

نویسنده از شخصیت تاریخی انسانی‌سازی می‌کند و دلایل و نقص‌های آن‌ها را بررسی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید