| جمع | hurlers |
fast hurler
پرتاب کننده سریع
left-handed hurler
پرتاب کننده چپ دست
right-handed hurler
پرتاب کننده راست دست
star hurler
پرتاب کننده ستاره
young hurler
پرتاب کننده جوان
experienced hurler
پرتاب کننده با تجربه
powerful hurler
پرتاب کننده قدرتمند
skilled hurler
پرتاب کننده ماهر
talented hurler
پرتاب کننده با استعداد
seasoned hurler
پرتاب کننده باتجربه
the hurler threw the ball with incredible speed.
پرتاب کننده توپ را با سرعت باورنکردنی پرتاب کرد.
he is a talented hurler on the local baseball team.
او یک پرتاب کننده با استعداد در تیم محلی بیس بال است.
the hurler's performance impressed the scouts.
عملکرد پرتاب کننده، مشاوران را تحت تاثیر قرار داد.
after training, the young hurler showed great improvement.
پس از تمرین، پرتاب کننده جوان پیشرفت زیادی نشان داد.
fans cheered loudly for their favorite hurler.
هوادارها برای مورد علاقه خود، با صدای بلند تشویق کردند.
the hurler struggled with control during the game.
پرتاب کننده در طول بازی با کنترل مشکل داشت.
coaches often give advice to young hurlers.
مربیان اغلب به پرتاب کنندگان جوان توصیه می کنند.
the hurler's fastball is his best pitch.
سرعت توپ پرتاب کننده، بهترین پرتاب اوست.
he dreams of becoming a professional hurler one day.
او رویای تبدیل شدن به یک پرتاب کننده حرفه ای را یک روز دارد.
in the championship game, the hurler led his team to victory.
در بازی قهرمانی، پرتاب کننده تیم خود را به پیروزی رساند.
fast hurler
پرتاب کننده سریع
left-handed hurler
پرتاب کننده چپ دست
right-handed hurler
پرتاب کننده راست دست
star hurler
پرتاب کننده ستاره
young hurler
پرتاب کننده جوان
experienced hurler
پرتاب کننده با تجربه
powerful hurler
پرتاب کننده قدرتمند
skilled hurler
پرتاب کننده ماهر
talented hurler
پرتاب کننده با استعداد
seasoned hurler
پرتاب کننده باتجربه
the hurler threw the ball with incredible speed.
پرتاب کننده توپ را با سرعت باورنکردنی پرتاب کرد.
he is a talented hurler on the local baseball team.
او یک پرتاب کننده با استعداد در تیم محلی بیس بال است.
the hurler's performance impressed the scouts.
عملکرد پرتاب کننده، مشاوران را تحت تاثیر قرار داد.
after training, the young hurler showed great improvement.
پس از تمرین، پرتاب کننده جوان پیشرفت زیادی نشان داد.
fans cheered loudly for their favorite hurler.
هوادارها برای مورد علاقه خود، با صدای بلند تشویق کردند.
the hurler struggled with control during the game.
پرتاب کننده در طول بازی با کنترل مشکل داشت.
coaches often give advice to young hurlers.
مربیان اغلب به پرتاب کنندگان جوان توصیه می کنند.
the hurler's fastball is his best pitch.
سرعت توپ پرتاب کننده، بهترین پرتاب اوست.
he dreams of becoming a professional hurler one day.
او رویای تبدیل شدن به یک پرتاب کننده حرفه ای را یک روز دارد.
in the championship game, the hurler led his team to victory.
در بازی قهرمانی، پرتاب کننده تیم خود را به پیروزی رساند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید