hurler

[ایالات متحده]/ˈhɜːlə/
[بریتانیا]/ˈhɜrlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که چیزی را پرتاب یا پرتاب می‌کند؛ اصطلاح عامیانه برای یک پرتاب کننده بیسبال
Word Forms
جمعhurlers

عبارات و ترکیب‌ها

fast hurler

پرتاب کننده سریع

left-handed hurler

پرتاب کننده چپ دست

right-handed hurler

پرتاب کننده راست دست

star hurler

پرتاب کننده ستاره

young hurler

پرتاب کننده جوان

experienced hurler

پرتاب کننده با تجربه

powerful hurler

پرتاب کننده قدرتمند

skilled hurler

پرتاب کننده ماهر

talented hurler

پرتاب کننده با استعداد

seasoned hurler

پرتاب کننده باتجربه

جملات نمونه

the hurler threw the ball with incredible speed.

پرتاب کننده توپ را با سرعت باورنکردنی پرتاب کرد.

he is a talented hurler on the local baseball team.

او یک پرتاب کننده با استعداد در تیم محلی بیس بال است.

the hurler's performance impressed the scouts.

عملکرد پرتاب کننده، مشاوران را تحت تاثیر قرار داد.

after training, the young hurler showed great improvement.

پس از تمرین، پرتاب کننده جوان پیشرفت زیادی نشان داد.

fans cheered loudly for their favorite hurler.

هوادارها برای مورد علاقه خود، با صدای بلند تشویق کردند.

the hurler struggled with control during the game.

پرتاب کننده در طول بازی با کنترل مشکل داشت.

coaches often give advice to young hurlers.

مربیان اغلب به پرتاب کنندگان جوان توصیه می کنند.

the hurler's fastball is his best pitch.

سرعت توپ پرتاب کننده، بهترین پرتاب اوست.

he dreams of becoming a professional hurler one day.

او رویای تبدیل شدن به یک پرتاب کننده حرفه ای را یک روز دارد.

in the championship game, the hurler led his team to victory.

در بازی قهرمانی، پرتاب کننده تیم خود را به پیروزی رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید