husbandry

[ایالات متحده]/ˈhʌzbəndri/
[بریتانیا]/ˈhʌzbəndri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدیریت منابع کشاورزی؛ مدیریت صحیح.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

animal husbandry

دامداری

sustainable husbandry practices

روش‌های دامداری پایدار

جملات نمونه

Animal husbandry on the grassland is developing rapidly.

دامداری در مراتع به سرعت در حال توسعه است.

Hypodermosis is a kind of serious zoonosis, which can produce huge economical loss to animal husbandry every year.

هیپودرموزیس نوعی زونوز جدی است که می تواند هر ساله تلفات اقتصادی زیادی به دامداری وارد کند.

Uses:The product is widely used for protection and partition in such fields as grassland,meadow,woods,fowlery,husbandry,sportground,virescence land,riverbanks,bridges and reservoirs.

کاربرد: این محصول به طور گسترده برای محافظت و جداسازی در زمین‌های چمنزار، مراتع، جنگل‌ها، دامداری، زمین‌های ورزشی، زمین‌های سبز، حاشیه رودخانه‌ها، پل‌ها و مخازن استفاده می‌شود.

A preliminary study has been made on what measures of technology of animal husbandry should be adopted in order to increase the economic profit of yak production in yak purebreeding.

یک مطالعه مقدماتی در مورد اینکه چه اقداماتی از فناوری دامداری باید برای افزایش سود اقتصادی تولید گاوآهنگ در تولید خالص گاوآهنگ اتخاذ شود، انجام شده است.

Sustainable husbandry practices are essential for the well-being of livestock.

روش‌های دامداری پایدار برای رفاه دام ضروری هستند.

Good husbandry involves proper care and management of farm animals.

دامداری خوب شامل مراقبت و مدیریت مناسب حیوانات مزرعه است.

He has a deep knowledge of agricultural husbandry techniques.

او دانش عمیقی از تکنیک های دامداری کشاورزی دارد.

Modern husbandry methods aim to improve animal welfare and productivity.

روش‌های مدرن دامداری هدفشان بهبود رفاه و بهره‌وری حیوانات است.

The farmer practices sustainable husbandry to protect the environment.

کشاورز برای محافظت از محیط زیست، دامداری پایدار را تمرین می کند.

Husbandry skills are important for those working in the agricultural sector.

مهارت‌های دامداری برای کسانی که در بخش کشاورزی کار می‌کنند مهم است.

She studied animal husbandry in college and now works on a farm.

او در دانشگاه دامداری مطالعه کرد و اکنون در یک مزرعه کار می کند.

Efficient husbandry practices can lead to higher yields and profits.

روش‌های کارآمد دامداری می تواند منجر به افزایش بازده و سود شود.

Traditional husbandry methods are being replaced by more modern techniques.

روش های سنتی دامداری به طور فزاینده ای با تکنیک های مدرن جایگزین می شوند.

He has a passion for husbandry and enjoys working with animals.

او علاقه زیادی به دامداری دارد و از کار با حیوانات لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید