husks

[ایالات متحده]/hʌsks/
[بریتانیا]/hʌsks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوشش خارجی بذرها یا میوه‌ها
v. پوشش خارجی را از بین می‌برد

عبارات و ترکیب‌ها

corn husks

پوست ذرت

rice husks

پوست برنج

husk removal

حذف پوشش

husked grains

غلات پوشیده

husk fiber

الیاف پوشش

husk waste

ضایعات پوشش

husk material

مواد پوشش

husked seeds

دانه‌های پوشیده

husk compost

کمپوست پوشش

husk particles

ذرات پوشش

جملات نمونه

the farmer removed the husks from the corn.

کشاورز پوسته‌ها را از ذرت جدا کرد.

husks are often used as animal bedding.

پوسته‌ها اغلب به عنوان بستر حیوانات استفاده می‌شوند.

she tossed the husks into the compost pile.

او پوسته‌ها را داخل توده کمپوست انداخت.

the rice husks can be used to make biofuel.

پوسته‌های برنج را می‌توان برای تولید سوخت زیستی استفاده کرد.

he collected the husks for his garden.

او پوسته‌ها را برای باغش جمع‌آوری کرد.

husks can be a source of nutrition for livestock.

پوسته‌ها می‌توانند منبع تغذیه‌ای برای دام باشند.

they used husks to create natural packaging.

آنها از پوسته‌ها برای ایجاد بسته‌بندی طبیعی استفاده کردند.

the husks were scattered across the field.

پوسته‌ها در سراسر مزاعل پراکنده شده بودند.

she learned how to separate the grains from the husks.

او یاد گرفت که چگونه دانه‌ها را از پوسته‌ها جدا کند.

husks can be recycled into various products.

می‌توان پوسته‌ها را به محصولات مختلف بازیافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید