cores

[ایالات متحده]/[kɔːz]/
[بریتانیا]/[kɔːrz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت مرکزی یک میوه، گردو یا دانه؛ قسمت مرکزی یک ستاره که ماده ستاره اطراف آن چرخانده می‌شود؛ قسمت مرکزی یک پردازنده کامپیوتر؛ قسمت اصلی چیزی
v. از میوه یا گردو پوست یا هسته آن را جدا کردن؛ تقویت یا تثبیت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

core values

ارزش های کern

core business

کern کسب و کار

core issue

مشکل کern

core strength

قوت کern

core function

وظیفه کern

core team

تیم کern

core belief

اعتقاد کern

core area

منطقه کern

core group

گروه کern

core data

داده های کern

جملات نمونه

the cpu cores handle multiple tasks simultaneously.

هسته‌های پردازنده به طور همزمان چندین وظیفه را پردازش می‌کنند.

we need to replace the damaged cores in the hard drive.

باید هسته‌های آسیب دیده در دیسک سخت را جایگزین کنیم.

the company's success hinges on its core values.

موفقیت شرکت به ارزش‌های هسته‌ای آن بستگی دارد.

the apple's cores are often discarded.

هسته‌های سیب معمولاً ریخته می‌شوند.

the new processor boasts eight cores for faster performance.

پردازنده جدید هشت هسته دارد که عملکرد سریع‌تری را فراهم می‌کند.

the city's cores are experiencing increased traffic congestion.

هسته‌های شهر با افزایش ترافیک روبه‌رو هستند.

the team's core strength lies in its defense.

قدرت هسته‌ای تیم در دفاع آن قرار دارد.

the software utilizes multiple cores to speed up rendering.

نرم‌افزار از چند هسته برای سرعت‌بخشی به رندر استفاده می‌کند.

the mountain's cores are composed of granite.

هسته‌های کوه از گرانیت ساخته شده‌اند.

the project's core objective is to reduce costs.

هدف هسته‌ای پروژه کاهش هزینه‌ها است.

the business's core business is manufacturing electronics.

کسب‌وکار اصلی این کسب‌وکار تولید الکترونیک است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید