| جمع | hygienists |
dental hygienist
بهداشت دهان و دندان
I visited the dental hygienist for a cleaning.
من برای جرمگیری به دندانپزشک بهداشت دهان و دندان مراجعه کردم.
The hygienist provided me with tips on maintaining oral health.
بهداشت دهان به من نکاتی در مورد حفظ سلامت دهان و دندان ارائه داد.
It's important to schedule regular appointments with the hygienist.
برنامهریزی قرار ملاقاتهای منظم با بهداشت دهان و دندان مهم است.
The hygienist recommended a fluoride treatment for my teeth.
بهداشت دهان و دندان یک درمان فلوراید برای دندانهایم توصیه کرد.
The dental hygienist checked for any signs of gum disease.
بهداشت دهان و دندان دندان برای هرگونه علائم بیماری لثه بررسی کرد.
My hygienist always makes me feel comfortable during my appointments.
بهداشت دهان و دندان من همیشه در طول قرار ملاقاتهایم باعث میشود احساس راحتی کنم.
The hygienist emphasized the importance of flossing daily.
بهداشت دهان و دندان بر اهمیت نخ دندان کشیدن روزانه تاکید کرد.
The hygienist recommended a mouthwash to help with bad breath.
بهداشت دهان و دندان یک دهانشویه برای کمک به بدبو شدن دهان توصیه کرد.
I trust my hygienist to take good care of my dental hygiene.
من به بهداشت دهان و دندانم اعتماد دارم که از بهداشت دهان و دندان من مراقتی خوب کند.
The hygienist's gentle approach helped ease my dental anxiety.
رویکرد ملایم بهداشت دهان و دندان به کاهش اضطراب دندانی من کمک کرد.
dental hygienist
بهداشت دهان و دندان
I visited the dental hygienist for a cleaning.
من برای جرمگیری به دندانپزشک بهداشت دهان و دندان مراجعه کردم.
The hygienist provided me with tips on maintaining oral health.
بهداشت دهان به من نکاتی در مورد حفظ سلامت دهان و دندان ارائه داد.
It's important to schedule regular appointments with the hygienist.
برنامهریزی قرار ملاقاتهای منظم با بهداشت دهان و دندان مهم است.
The hygienist recommended a fluoride treatment for my teeth.
بهداشت دهان و دندان یک درمان فلوراید برای دندانهایم توصیه کرد.
The dental hygienist checked for any signs of gum disease.
بهداشت دهان و دندان دندان برای هرگونه علائم بیماری لثه بررسی کرد.
My hygienist always makes me feel comfortable during my appointments.
بهداشت دهان و دندان من همیشه در طول قرار ملاقاتهایم باعث میشود احساس راحتی کنم.
The hygienist emphasized the importance of flossing daily.
بهداشت دهان و دندان بر اهمیت نخ دندان کشیدن روزانه تاکید کرد.
The hygienist recommended a mouthwash to help with bad breath.
بهداشت دهان و دندان یک دهانشویه برای کمک به بدبو شدن دهان توصیه کرد.
I trust my hygienist to take good care of my dental hygiene.
من به بهداشت دهان و دندانم اعتماد دارم که از بهداشت دهان و دندان من مراقتی خوب کند.
The hygienist's gentle approach helped ease my dental anxiety.
رویکرد ملایم بهداشت دهان و دندان به کاهش اضطراب دندانی من کمک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید