hyperfocus intensely
فокوس بسیار عمیق
with hyperfocus
با فокوس بسیار عمیق
hyperfocus state
حالت فокوس بسیار عمیق
experiencing hyperfocus
تجربه فокوس بسیار عمیق
induced hyperfocus
فокوس بسیار عمیق القایی
hyperfocus on
فокوس بسیار عمیق روی
deep hyperfocus
فokوس بسیار عمیق
hyperfocusing now
در حال فokوس بسیار عمیق هستم
hyperfocus ability
توانایی فokوس بسیار عمیق
benefit from hyperfocus
از فokوس بسیار عمیق بهره مند شوید
she often experiences hyperfocus when working on complex coding projects.
او اغلب در حین کار بر روی پروژههای کد نویسی پیچیده به حالت فوکوس زیاد میرسد.
his ability to hyperfocus on the task at hand is remarkable.
توانایی او برای فوکوس زیاد روی کار در دست، قابل توجه است.
the artist would hyperfocus for hours while painting in his studio.
هنرمند به مدت ساعات در حال فوکوس زیاد در اتاق نقاشی خود بود.
it's easy to lose track of time when you're in a state of hyperfocus.
وقتی در حالت فوکوس زیاد هستی، راحتی میشود از گذشت زمان بیخبر شوی.
he'd hyperfocus on solving the puzzle, ignoring everything else around him.
او به فوکوس زیاد روی حل پازل میپرداخت و هر چیز دیگری را حول خودself نادیده گرفت.
many programmers utilize hyperfocus to debug difficult code.
بسیاری از برنامهنویسان از فوکوس زیاد برای عیبیابی کدهای دشوار استفاده میکنند.
the student's hyperfocus helped them excel in their studies.
فوکوس زیاد دانشآموز به او کمک کرد تا در مطالعاتش موفق شود.
sometimes, i hyperfocus on cleaning, and the whole house gets done.
گاهی اوقات من روی پاک کردن فوکوس زیاد میکنم و تمام خانه تمیز میشود.
he demonstrated a tendency to hyperfocus on specific details.
او نشان داد که تمایلی به فوکوس زیاد روی جزئیات خاص دارد.
the composer's hyperfocus allowed him to create intricate melodies.
فوکوس زیاد نواiser اجازه داد تا ملودیهای پیچیده ایجاد کند.
she can hyperfocus on writing for hours without a break.
او میتواند به مدت ساعات روی نوشتن فوکوس زیاد داشته باشد بدون استراحت.
hyperfocus intensely
فокوس بسیار عمیق
with hyperfocus
با فокوس بسیار عمیق
hyperfocus state
حالت فокوس بسیار عمیق
experiencing hyperfocus
تجربه فокوس بسیار عمیق
induced hyperfocus
فокوس بسیار عمیق القایی
hyperfocus on
فокوس بسیار عمیق روی
deep hyperfocus
فokوس بسیار عمیق
hyperfocusing now
در حال فokوس بسیار عمیق هستم
hyperfocus ability
توانایی فokوس بسیار عمیق
benefit from hyperfocus
از فokوس بسیار عمیق بهره مند شوید
she often experiences hyperfocus when working on complex coding projects.
او اغلب در حین کار بر روی پروژههای کد نویسی پیچیده به حالت فوکوس زیاد میرسد.
his ability to hyperfocus on the task at hand is remarkable.
توانایی او برای فوکوس زیاد روی کار در دست، قابل توجه است.
the artist would hyperfocus for hours while painting in his studio.
هنرمند به مدت ساعات در حال فوکوس زیاد در اتاق نقاشی خود بود.
it's easy to lose track of time when you're in a state of hyperfocus.
وقتی در حالت فوکوس زیاد هستی، راحتی میشود از گذشت زمان بیخبر شوی.
he'd hyperfocus on solving the puzzle, ignoring everything else around him.
او به فوکوس زیاد روی حل پازل میپرداخت و هر چیز دیگری را حول خودself نادیده گرفت.
many programmers utilize hyperfocus to debug difficult code.
بسیاری از برنامهنویسان از فوکوس زیاد برای عیبیابی کدهای دشوار استفاده میکنند.
the student's hyperfocus helped them excel in their studies.
فوکوس زیاد دانشآموز به او کمک کرد تا در مطالعاتش موفق شود.
sometimes, i hyperfocus on cleaning, and the whole house gets done.
گاهی اوقات من روی پاک کردن فوکوس زیاد میکنم و تمام خانه تمیز میشود.
he demonstrated a tendency to hyperfocus on specific details.
او نشان داد که تمایلی به فوکوس زیاد روی جزئیات خاص دارد.
the composer's hyperfocus allowed him to create intricate melodies.
فوکوس زیاد نواiser اجازه داد تا ملودیهای پیچیده ایجاد کند.
she can hyperfocus on writing for hours without a break.
او میتواند به مدت ساعات روی نوشتن فوکوس زیاد داشته باشد بدون استراحت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید