hyperglycemias

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəɡlaɪˈsiːmɪəz/
[بریتانیا]/ˌhaɪpərɡlaɪˈsiːmiəz/

ترجمه

n. وضعیت سطح قند خون بالا

عبارات و ترکیب‌ها

manage hyperglycemias

مدیریت هایپرگلیسمی

treat hyperglycemias

درمان هایپرگلیسمی

monitor hyperglycemias

نظارت بر هایپرگلیسمی

prevent hyperglycemias

جلوگیری از هایپرگلیسمی

control hyperglycemias

کنترل هایپرگلیسمی

assess hyperglycemias

ارزیابی هایپرگلیسمی

reduce hyperglycemias

کاهش هایپرگلیسمی

identify hyperglycemias

تشخیص هایپرگلیسمی

evaluate hyperglycemias

ارزیابی هایپرگلیسمی

classify hyperglycemias

طبقه بندی هایپرگلیسمی

جملات نمونه

patients with hyperglycemias require careful monitoring.

بیماران مبتلا به هایپرگلیسمی به نظارت دقیق نیاز دارند.

managing hyperglycemias is crucial for diabetes control.

مدیریت هایپرگلیسمی برای کنترل دیابت بسیار مهم است.

hyperglycemias can lead to serious health complications.

هایپرگلیسمی می تواند منجر به عوارض جدی سلامتی شود.

diet plays a significant role in preventing hyperglycemias.

رژیم غذایی نقش مهمی در پیشگیری از هایپرگلیسمی دارد.

regular exercise helps to manage hyperglycemias effectively.

ورزش منظم به طور موثر به مدیریت هایپرگلیسمی کمک می کند.

hyperglycemias can sometimes go unnoticed in patients.

هایپرگلیسمی گاهی اوقات در بیماران بدون توجه می ماند.

medications are often prescribed to control hyperglycemias.

داروها اغلب برای کنترل هایپرگلیسمی تجویز می شوند.

understanding the symptoms of hyperglycemias is essential.

درک علائم هایپرگلیسمی ضروری است.

frequent blood sugar testing can help detect hyperglycemias early.

تست قند خون مکرر می تواند به تشخیص زودهنگام هایپرگلیسمی کمک کند.

education about hyperglycemias is vital for patients.

آموزش در مورد هایپرگلیسمی برای بیماران حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید