treat hyperpigmentation
درمان هایپرپیگمنتاسیون
hyperpigmentation treatment
درمان هایپرپیگمنتاسیون
reduce hyperpigmentation
کاهش هایپرپیگمنتاسیون
hyperpigmentation causes
عوامل ایجاد هایپرپیگمنتاسیون
prevent hyperpigmentation
پیشگیری از هایپرپیگمنتاسیون
hyperpigmentation on skin
هایپرپیگمنتاسیون روی پوست
facial hyperpigmentation
هایپرپیگمنتاسیون صورت
hyperpigmentation patches
لکه های هایپرپیگمنتاسیون
hyperpigmentation creams
کرم های هایپرپیگمنتاسیون
severe hyperpigmentation
هایپرپیگمنتاسیون شدید
post-inflammatory hyperpigmentations often occur after acne lesions heal, leaving dark marks on the skin for months.
پس از بهبودی لکههای اکنه، اغلب افراطهای رنگی پوستی ایجاد میشود که ماهها روی پوست ماندگار میشوند.
treatment-resistant hyperpigmentations require combination therapy approaches for effective management.
افراطهای رنگی مقاوم در برابر درمان نیاز به رویکردهای درمانی ترکیبی برای مدیریت مؤثر دارند.
facial hyperpigmentations can significantly impact a patient's quality of life and self-esteem.
افراطهای رنگی صورت میتوانند به طور قابل توجهی کیفیت زندگی و ارزش خود را در بیمار کاهش دهند.
diffuse hyperpigmentations across the body may indicate an underlying systemic condition.
افراطهای رنگی گسترده در سراسر بدن ممکن است نشان دهنده یک بیماری سیستمیک پنهان باشد.
dermatologists commonly use laser therapy to address stubborn hyperpigmentations.
دروازهشناسان اغلب از درمان لیزر برای مقابله با افراطهای رنگی سختگیرانه استفاده میکنند.
epidermal hyperpigmentations respond better to topical treatments compared to dermal types.
افراطهای رنگی اپیدرمی نسبت به نوع درمال به درمانهای موضعی بهتر پاسخ میدهند.
solar hyperpigmentations are primarily caused by unprotected sun exposure over time.
افراطهای رنگی ناشی از خورشید اغلب به دلیل معرض خورشید بدون حفاظت در طول زمان ایجاد میشود.
age-related hyperpigmentations become more prevalent as skin ages and loses its regenerative capacity.
افراطهای رنگی مرتبط با سن با گذشت زمان و کاهش توانایی تولید مجدد پوست، فراوانتر میشوند.
hereditary hyperpigmentations may be passed down through generations within affected families.
افراطهای رنگی وارثی ممکن است درون خانوادههای متأثر از نسل به نسل منتقل شوند.
melasma represents a common form of facial hyperpigmentations predominantly seen in women.
ملاسم یک شکل رایج از افراطهای رنگی صورت است که اغلب در زنان دیده میشود.
chemical peels serve as an effective intervention for various hyperpigmentations.
پوستهای شیمیایی به عنوان یک روش مؤثر در درمان انواع افراطهای رنگی استفاده میشود.
sun protection is crucial for preventing further development of hyperpigmentations.
حفاظت از خورشید برای جلوگیری از پیشرفت بیشتر افراطهای رنگی ضروری است.
vitamin c has shown significant efficacy in lightening hyperpigmentations over regular use.
ویتامین C در مصرف منظم، به طور قابل توجهی در روشن کردن افراطهای رنگی مؤثر بوده است.
combination approaches often yield better results for persistent hyperpigmentations.
رویکردهای ترکیبی اغلب نتایج بهتری برای افراطهای رنگی مزمن ایجاد میکنند.
treat hyperpigmentation
درمان هایپرپیگمنتاسیون
hyperpigmentation treatment
درمان هایپرپیگمنتاسیون
reduce hyperpigmentation
کاهش هایپرپیگمنتاسیون
hyperpigmentation causes
عوامل ایجاد هایپرپیگمنتاسیون
prevent hyperpigmentation
پیشگیری از هایپرپیگمنتاسیون
hyperpigmentation on skin
هایپرپیگمنتاسیون روی پوست
facial hyperpigmentation
هایپرپیگمنتاسیون صورت
hyperpigmentation patches
لکه های هایپرپیگمنتاسیون
hyperpigmentation creams
کرم های هایپرپیگمنتاسیون
severe hyperpigmentation
هایپرپیگمنتاسیون شدید
post-inflammatory hyperpigmentations often occur after acne lesions heal, leaving dark marks on the skin for months.
پس از بهبودی لکههای اکنه، اغلب افراطهای رنگی پوستی ایجاد میشود که ماهها روی پوست ماندگار میشوند.
treatment-resistant hyperpigmentations require combination therapy approaches for effective management.
افراطهای رنگی مقاوم در برابر درمان نیاز به رویکردهای درمانی ترکیبی برای مدیریت مؤثر دارند.
facial hyperpigmentations can significantly impact a patient's quality of life and self-esteem.
افراطهای رنگی صورت میتوانند به طور قابل توجهی کیفیت زندگی و ارزش خود را در بیمار کاهش دهند.
diffuse hyperpigmentations across the body may indicate an underlying systemic condition.
افراطهای رنگی گسترده در سراسر بدن ممکن است نشان دهنده یک بیماری سیستمیک پنهان باشد.
dermatologists commonly use laser therapy to address stubborn hyperpigmentations.
دروازهشناسان اغلب از درمان لیزر برای مقابله با افراطهای رنگی سختگیرانه استفاده میکنند.
epidermal hyperpigmentations respond better to topical treatments compared to dermal types.
افراطهای رنگی اپیدرمی نسبت به نوع درمال به درمانهای موضعی بهتر پاسخ میدهند.
solar hyperpigmentations are primarily caused by unprotected sun exposure over time.
افراطهای رنگی ناشی از خورشید اغلب به دلیل معرض خورشید بدون حفاظت در طول زمان ایجاد میشود.
age-related hyperpigmentations become more prevalent as skin ages and loses its regenerative capacity.
افراطهای رنگی مرتبط با سن با گذشت زمان و کاهش توانایی تولید مجدد پوست، فراوانتر میشوند.
hereditary hyperpigmentations may be passed down through generations within affected families.
افراطهای رنگی وارثی ممکن است درون خانوادههای متأثر از نسل به نسل منتقل شوند.
melasma represents a common form of facial hyperpigmentations predominantly seen in women.
ملاسم یک شکل رایج از افراطهای رنگی صورت است که اغلب در زنان دیده میشود.
chemical peels serve as an effective intervention for various hyperpigmentations.
پوستهای شیمیایی به عنوان یک روش مؤثر در درمان انواع افراطهای رنگی استفاده میشود.
sun protection is crucial for preventing further development of hyperpigmentations.
حفاظت از خورشید برای جلوگیری از پیشرفت بیشتر افراطهای رنگی ضروری است.
vitamin c has shown significant efficacy in lightening hyperpigmentations over regular use.
ویتامین C در مصرف منظم، به طور قابل توجهی در روشن کردن افراطهای رنگی مؤثر بوده است.
combination approaches often yield better results for persistent hyperpigmentations.
رویکردهای ترکیبی اغلب نتایج بهتری برای افراطهای رنگی مزمن ایجاد میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید