idiocy

[ایالات متحده]/'ɪdɪəsɪ/
[بریتانیا]/'ɪdɪəsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار احمقانه، رفتار نادانانه.
Word Forms
جمعidiocies

عبارات و ترکیب‌ها

utter idiocy

نادیدنی

act of idiocy

رفتار نادانی

sheer idiocy

نادانی محض

جملات نمونه

the idiocy of decimating yew forests.

نادانی از بین بردن درختان زبان

His idiocy was apparent to everyone in the room.

نادانی او برای همه در اتاق آشکار بود.

The decision was made out of sheer idiocy.

این تصمیم به دلیل نادانی محض گرفته شد.

I can't believe the level of idiocy displayed in that meeting.

نمی‌توانم باور کنم چه سطحی از نادانی در آن جلسه نشان داده شد.

Her idiocy knows no bounds.

نادانی او حد و مرزی نمی‌شناسد.

The idiocy of his actions left everyone speechless.

نادانی اعمال او همه را بی‌حرف کرد.

The idiocy of the plan became evident as soon as it was implemented.

نادانی طرح به محض اجرا آشکار شد.

His idiocy cost the company millions in losses.

نادانی او باعث خسارت میلیون دلاری به شرکت شد.

The idiocy of the situation was overwhelming.

نادانی وضعیت طاقت‌فرسا بود.

Their idiocy led to a series of unfortunate events.

نادانی آنها منجر به مجموعه ای از وقایع ناگوار شد.

The idiocy of his remarks caused a stir among the audience.

نادانی صحبت های او باعث ایجاد جنجال در بین مخاطبان شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید