idioma

[ایالات متحده]/ˈɪdiəmə/
[بریتانیا]/ˈɪdiəmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.زبان؛说话方式

جملات نمونه

spanish is the official idioma of mexico.

بیرون سگ‌ها و گربه‌ها می‌بارد.

she wants to learn a new idioma.

شب قبل از اجرایت موفق باشی!

children usually acquire their idioma nativo at home.

حالا توپ در زمین توست.

he speaks three idiomas fluently.

تو واقعاً با آن ایده درست را زدی.

the idioma oficial of brazil is portuguese.

دور میدان نچرخ و راستش را بگو.

i am studying spanish as my second idioma.

فقط دندان به جگر بگذار و به او بگو چه احساسی داری.

many people forget their idioma materno when they move abroad.

او تا دیروقت بیدار می‌ماند تا پروژه‌اش را تمام کند.

can you change the idioma on your phone?

بیایید روز را تمام کنیم و به خانه برویم.

it's difficult to master a new idioma after age thirty.

لطفاً مستقیم به موضوع بپرداز، زیاد وقت ندارم.

he didn't understand the idioma spoken in that region.

خسته‌ام، وقت خوابیدن است.

learning a third idioma improves brain function.

آن امتحان آسان بود.

she teaches idioma courses at the university.

امروز احساس ناخوشی می‌کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید