illegitimacy

[ایالات متحده]/ˌɪlɪ'dʒɪtɪməsɪ/
[بریتانیا]/ˌɪlɪ'dʒɪtəməsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نامشروع بودن، تولد خصوصی، انحراف، غیرمنطقی بودن
Word Forms

جملات نمونه

illegitimacy of the claim

بی‌قانونی ادعا

dealing with the issue of illegitimacy

رسیدگی به مسئله بی‌قانونی

the illegitimacy of the government's actions

بی‌قانونی اقدامات دولت

illegitimacy of the business deal

بی‌قانونی معامله تجاری

challenges to the illegitimacy of the ruling

چالش‌ها در برابر بی‌قانونی حکومت

the illegitimacy of the decision

بی‌قانونی تصمیم

concerns about the illegitimacy of the election

نگرانی‌ها در مورد بی‌قانونی انتخابات

addressing the issue of illegitimacy in society

رسیدگی به مسئله بی‌قانونی در جامعه

the illegitimacy of the heir to the throne

بی‌قانونی وارث تاج و تخت

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید