illegitimate

[ایالات متحده]/ˌɪləˈdʒɪtəmət/
[بریتانیا]/ˌɪləˈdʒɪtəmət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زاده‌ی والدینی که به‌طور قانونی ازدواج نکرده‌اند; غیرمجاز
adv. به‌طرزی که قانونی نیست; به‌طرزی که معقول نیست.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

illegitimate child

فرزند نامشروع

illegitimate relationship

رابطه نامشروع

جملات نمونه

It is quite illegitimate to argue that the government had no choice.

استدلال اینکه دولت هیچ انتخابی نداشت، کاملاً غیرقانونی است.

legitimate child, illegitimate child, legal presumption that the child is legitimate, renouncement that the child is legitimate,recognition, legitimation.

فرزند مشروع، فرزند نامشروع، فرضیه قانونی مبنی بر اینکه کودک مشروع است، انکار اینکه کودک مشروع است، شناسایی، مشروعیت.

About 68 per cent of illegitimate births were jointly registered by both parents.

حدود 68 درصد از ولادت‌های نامشروع به طور مشترک توسط هر دو والد ثبت شد.

illegitimate use of funds

استفاده غیرقانونی از بودجه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید