illuminating

[ایالات متحده]/i'lju:mineitiŋ/
[بریتانیا]/ɪˈlumɪˌnetɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. روشنگر
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریilluminating

عبارات و ترکیب‌ها

illuminating lamp

چراغ روشنایی

جملات نمونه

a most illuminating discussion.

بحثی روشنگرانه

I found his talk most illuminating.

سخنرانی او را بسیار روشنگرانه یافتم.

When used as interior illuminating light, remove the original roof lamp, then distinguish each wire's polarity, connect to the corresponsive wires, and finally fix the original roof lamp.

هنگامی که به عنوان نور روشنایی داخلی استفاده می شود، لامپ سقفی اصلی را بردارید، سپس قطبیت هر سیم را تشخیص دهید، به سیم های مربوطه متصل شوید و در نهایت لامپ سقفی اصلی را تعمیر کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید