| صفت یا فعل حال استمراری | illuminating |
illuminating lamp
چراغ روشنایی
a most illuminating discussion.
بحثی روشنگرانه
I found his talk most illuminating.
سخنرانی او را بسیار روشنگرانه یافتم.
When used as interior illuminating light, remove the original roof lamp, then distinguish each wire's polarity, connect to the corresponsive wires, and finally fix the original roof lamp.
هنگامی که به عنوان نور روشنایی داخلی استفاده می شود، لامپ سقفی اصلی را بردارید، سپس قطبیت هر سیم را تشخیص دهید، به سیم های مربوطه متصل شوید و در نهایت لامپ سقفی اصلی را تعمیر کنید.
illuminating lamp
چراغ روشنایی
a most illuminating discussion.
بحثی روشنگرانه
I found his talk most illuminating.
سخنرانی او را بسیار روشنگرانه یافتم.
When used as interior illuminating light, remove the original roof lamp, then distinguish each wire's polarity, connect to the corresponsive wires, and finally fix the original roof lamp.
هنگامی که به عنوان نور روشنایی داخلی استفاده می شود، لامپ سقفی اصلی را بردارید، سپس قطبیت هر سیم را تشخیص دهید، به سیم های مربوطه متصل شوید و در نهایت لامپ سقفی اصلی را تعمیر کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید