illusionary

[ایالات متحده]/ɪˈluːʒənəri/
[بریتانیا]/ɪˈluːʒəˌnɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخصه توهم؛ فریبنده

عبارات و ترکیب‌ها

illusionary dreams

رویاهای فریبنده

illusionary world

جهان فریبنده

illusionary hope

امید فریبنده

illusionary reality

واقعیت فریبنده

illusionary freedom

آزادی فریبنده

illusionary success

موفقیت فریبنده

illusionary love

عشق فریبنده

illusionary power

قدرت فریبنده

illusionary beauty

زیبایی فریبنده

illusionary wealth

ثروت فریبنده

جملات نمونه

the magician created an illusionary world.

جادوگر دنیای توهمی ایجاد کرد.

her hopes were merely illusionary.

امیدهای او صرفاً توهمی بودند.

they lived in an illusionary paradise.

آنها در یک بهشت ​​توهمی زندگی می‌کردند.

his confidence was illusionary at best.

اعتماد به نفس او در بهترین حالت توهمی بود.

illusionary dreams often lead to disappointment.

رویاهای توهمی اغلب منجر به ناامیدی می‌شوند.

she realized her happiness was illusionary.

او متوجه شد خوشبختی‌اش توهمی است.

the illusionary nature of fame can be deceiving.

طبیعت فریبنده شهرت می‌تواند فریبنده باشد.

they chased illusionary goals without realizing it.

آنها به طور ناخودآگاهانه به دنبال اهداف توهمی بودند.

his illusionary perspective clouded his judgment.

دیدگاه توهمی او قضاوتش را مخدوش کرد.

illusionary images can distort reality.

تصاویر توهمی می‌توانند واقعیت را تحریف کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید