She painted the landscape imaginatively.
او منظره را به طور خلاقانه نقاشی کرد.
He told the story imaginatively, capturing everyone's attention.
او داستان را به طور خلاقانه تعریف کرد و توجه همه را جلب کرد.
The designer created an imaginatively styled dress for the fashion show.
طراح یک لباس با طراحی خلاقانه برای نمایش مد ایجاد کرد.
The author described the fantasy world imaginatively in her novel.
نویسنده دنیای فانتزی را به طور خلاقانه در رمان خود توصیف کرد.
The children played imaginatively with their toys, creating elaborate storylines.
کودکان با اسباببازیهای خود به طور خلاقانه بازی کردند و داستانهای پیچیدهای ساختند.
The artist expressed her emotions imaginatively through her abstract paintings.
هنرمند احساسات خود را به طور خلاقانه از طریق نقاشیهای انتزاعی خود بیان کرد.
The film director approached the script imaginatively, adding unique twists to the storyline.
کارگردان فیلم با رویکردی خلاقانه به فیلمنامه پرداخت و پیچشهای منحصربهفردی به داستان اضافه کرد.
The teacher encouraged the students to solve problems imaginatively, thinking outside the box.
معلم از دانشآموزان خواست تا مسائل را به طور خلاقانه حل کنند و از چارچوب خارج فکر کنند.
The architect designed the building imaginatively, incorporating innovative elements into the structure.
معمار ساختمان را به طور خلاقانه طراحی کرد و عناصر نوآورانه را در ساختار آن گنجاند.
The chef presented the dish imaginatively, combining unexpected flavors for a unique dining experience.
سرآشپز غذا را به طور خلاقانه ارائه کرد و طعمهای غیرمنتظرهای را برای یک تجربه غذا خوردن منحصر به فرد ترکیب کرد.
She painted the landscape imaginatively.
او منظره را به طور خلاقانه نقاشی کرد.
He told the story imaginatively, capturing everyone's attention.
او داستان را به طور خلاقانه تعریف کرد و توجه همه را جلب کرد.
The designer created an imaginatively styled dress for the fashion show.
طراح یک لباس با طراحی خلاقانه برای نمایش مد ایجاد کرد.
The author described the fantasy world imaginatively in her novel.
نویسنده دنیای فانتزی را به طور خلاقانه در رمان خود توصیف کرد.
The children played imaginatively with their toys, creating elaborate storylines.
کودکان با اسباببازیهای خود به طور خلاقانه بازی کردند و داستانهای پیچیدهای ساختند.
The artist expressed her emotions imaginatively through her abstract paintings.
هنرمند احساسات خود را به طور خلاقانه از طریق نقاشیهای انتزاعی خود بیان کرد.
The film director approached the script imaginatively, adding unique twists to the storyline.
کارگردان فیلم با رویکردی خلاقانه به فیلمنامه پرداخت و پیچشهای منحصربهفردی به داستان اضافه کرد.
The teacher encouraged the students to solve problems imaginatively, thinking outside the box.
معلم از دانشآموزان خواست تا مسائل را به طور خلاقانه حل کنند و از چارچوب خارج فکر کنند.
The architect designed the building imaginatively, incorporating innovative elements into the structure.
معمار ساختمان را به طور خلاقانه طراحی کرد و عناصر نوآورانه را در ساختار آن گنجاند.
The chef presented the dish imaginatively, combining unexpected flavors for a unique dining experience.
سرآشپز غذا را به طور خلاقانه ارائه کرد و طعمهای غیرمنتظرهای را برای یک تجربه غذا خوردن منحصر به فرد ترکیب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید