| جمع | imitators |
Doyle's success brought imitators by the score .
موفقیت Doyle باعث شد که تعداد زیادی تقلبیکننده وجود داشته باشد.
He is an outstanding imitator and can impersonate all the well-known politicians.
او یک تقلبیکننده برجسته است و میتواند تمام سیاستمداران مشهور را تقلید کند.
He is just an imitator, not an innovator.
او فقط یک تقلبیکننده است، نه یک نوآور.
The imitator mimicked the famous singer's every move.
تقلبیکننده هر حرکت خواننده مشهور را تقلید کرد.
She is a talented imitator who can impersonate various celebrities.
او یک تقلبیکننده با استعداد است که میتواند شخصیتهای مشهور مختلف را تقلید کند.
The imitator's performance was so convincing that many thought it was the real singer.
اجرای تقلبیکننده بسیار قانعکننده بود که بسیاری فکر کردند او خواننده اصلی است.
Being an imitator may bring short-term success, but true success comes from originality.
تقلید کردن ممکن است باعث موفقیت کوتاه مدت شود، اما موفقیت واقعی از اصالت میآید.
The imitator's lack of creativity was evident in his work.
کمبود خلاقیت تقلبیکننده در کار او آشکار بود.
The imitator's career was built on copying others' ideas without adding any value of his own.
حرفه تقلبیکننده بر اساس کپی کردن ایدههای دیگران بدون افزودن هیچ ارزشی به خود بنا شده بود.
Many imitators try to replicate the success of popular brands, but few succeed in creating their own unique identity.
بسیاری از تقلبیکنندگان سعی میکنند موفقیت برندهای محبوب را تقلید کنند، اما تعداد کمی موفق میشوند هویت منحصر به فرد خود را ایجاد کنند.
The imitator's lack of authenticity was apparent in his attempts to copy the original artist.
کمبود اصالت تقلبیکننده در تلاش او برای کپی کردن هنرمند اصلی آشکار بود.
Despite being an imitator, he managed to carve out a niche for himself in the entertainment industry.
با وجود اینکه تقلبیکننده بود، توانست جایگاه ویژهای را برای خود در صنعت سرگرمی ایجاد کند.
He's even inspired imitators like Mandarin Dog.
حتی کسانی که تقلیدکنندگان مانند ماندارین داگ هستند را نیز الهام بخشیده است.
منبع: CNN 10 Student English December 2018 CollectionCaravaggio and his mates particularly get off on abusing rivals and imitators.
کاراوگیو و دوستانش به طور خاص از آزار دادن رقبای و تقلیدکنندگان لذت می برند.
منبع: The Power of Art - Michelangelo da CaravaggioAbove ground, the dynasty of Qin Shihuang is long gone, superseded by many others, imitators all.
زیر زمین، سلسله امپراتوری چین شی هوانگ مدت ها پیش از بین رفته و جای آن را بسیاری دیگر گرفته اند، همه آنها تقلیدکنندگان.
منبع: If national treasures could speak.Here, at least, TikTok's imitators have an advantage over TikTok itself.
در اینجا، حداقل، تقلیدکنندگان تیک تاک نسبت به خود تیک تاک مزیت دارند.
منبع: Economist BusinessBut I'm really a student of Kerouac and a Burroughs, and in some respects an imitator.
اما من واقعاً یک دانش آموز کرواک و بوروج هستند، و از برخی جهات یک تقلاد کننده.
منبع: Fresh airYes, yes; it is not every imitator that knows natur' may be outdone easier than she is equaled.
بله، بله؛ همه تقلادکنندگان نمی دانند که طبیعت را می توان راحت تر از برابری آن شکست داد.
منبع: The Last of the Mohicans (Part Two)Pennsylvania's Punxsutawney Phil and his imitators, including Staten Island Chuck, Essex Ed and Milltown Mel, will make their calls on Tuesday.
پانسیلوانیا، پنکستاتنی فیلی و تقلادکنندگان او، از جمله استتن آیلند چاک، اسکس اد و ملت تاون مل، در روز سه شنبه پیش بینی خود را انجام خواهند داد.
منبع: Selected English short passagesSo Sacabambaspis was the first fish that we know of to acquire this kind of covering, but it would soon have many imitators.
بنابراین ساکابامباسپیس اولین ماهی بود که ما می دانستیم این نوع پوشش را به دست آورد، اما به زودی بسیاری از تقلادکنندگان را خواهد داشت.
منبع: PBS Earth - Animal Fun FactsPerhaps that's why Giovanni Baglione, one of his imitators, got the plum job of painting the Resurrection in the new Jesuit church, and Caravaggio didn't.
شاید به همین دلیل جووانی باگیونی، یکی از تقلادکنندگان او، شغل مهم نقاشی رستاخیز را در کلیسای جدید جیزویتی به دست آورد و کاراوگیو نداشت.
منبع: The Power of Art - Michelangelo da CaravaggioIt works, Socrates says, through the mimicry of various actions, whether voluntary or forced, and the imitator experiences either pain or pleasure as a consequence.
این کار می کند، سقراط می گوید، از طریق تقلید از اعمال مختلف، خواه داوطلبانه یا اجباری، و تقلاد کننده درد یا لذت را به عنوان عاطفه تجربه می کند.
منبع: Simon Critchley - Tragedy the Greeks and UsDoyle's success brought imitators by the score .
موفقیت Doyle باعث شد که تعداد زیادی تقلبیکننده وجود داشته باشد.
He is an outstanding imitator and can impersonate all the well-known politicians.
او یک تقلبیکننده برجسته است و میتواند تمام سیاستمداران مشهور را تقلید کند.
He is just an imitator, not an innovator.
او فقط یک تقلبیکننده است، نه یک نوآور.
The imitator mimicked the famous singer's every move.
تقلبیکننده هر حرکت خواننده مشهور را تقلید کرد.
She is a talented imitator who can impersonate various celebrities.
او یک تقلبیکننده با استعداد است که میتواند شخصیتهای مشهور مختلف را تقلید کند.
The imitator's performance was so convincing that many thought it was the real singer.
اجرای تقلبیکننده بسیار قانعکننده بود که بسیاری فکر کردند او خواننده اصلی است.
Being an imitator may bring short-term success, but true success comes from originality.
تقلید کردن ممکن است باعث موفقیت کوتاه مدت شود، اما موفقیت واقعی از اصالت میآید.
The imitator's lack of creativity was evident in his work.
کمبود خلاقیت تقلبیکننده در کار او آشکار بود.
The imitator's career was built on copying others' ideas without adding any value of his own.
حرفه تقلبیکننده بر اساس کپی کردن ایدههای دیگران بدون افزودن هیچ ارزشی به خود بنا شده بود.
Many imitators try to replicate the success of popular brands, but few succeed in creating their own unique identity.
بسیاری از تقلبیکنندگان سعی میکنند موفقیت برندهای محبوب را تقلید کنند، اما تعداد کمی موفق میشوند هویت منحصر به فرد خود را ایجاد کنند.
The imitator's lack of authenticity was apparent in his attempts to copy the original artist.
کمبود اصالت تقلبیکننده در تلاش او برای کپی کردن هنرمند اصلی آشکار بود.
Despite being an imitator, he managed to carve out a niche for himself in the entertainment industry.
با وجود اینکه تقلبیکننده بود، توانست جایگاه ویژهای را برای خود در صنعت سرگرمی ایجاد کند.
He's even inspired imitators like Mandarin Dog.
حتی کسانی که تقلیدکنندگان مانند ماندارین داگ هستند را نیز الهام بخشیده است.
منبع: CNN 10 Student English December 2018 CollectionCaravaggio and his mates particularly get off on abusing rivals and imitators.
کاراوگیو و دوستانش به طور خاص از آزار دادن رقبای و تقلیدکنندگان لذت می برند.
منبع: The Power of Art - Michelangelo da CaravaggioAbove ground, the dynasty of Qin Shihuang is long gone, superseded by many others, imitators all.
زیر زمین، سلسله امپراتوری چین شی هوانگ مدت ها پیش از بین رفته و جای آن را بسیاری دیگر گرفته اند، همه آنها تقلیدکنندگان.
منبع: If national treasures could speak.Here, at least, TikTok's imitators have an advantage over TikTok itself.
در اینجا، حداقل، تقلیدکنندگان تیک تاک نسبت به خود تیک تاک مزیت دارند.
منبع: Economist BusinessBut I'm really a student of Kerouac and a Burroughs, and in some respects an imitator.
اما من واقعاً یک دانش آموز کرواک و بوروج هستند، و از برخی جهات یک تقلاد کننده.
منبع: Fresh airYes, yes; it is not every imitator that knows natur' may be outdone easier than she is equaled.
بله، بله؛ همه تقلادکنندگان نمی دانند که طبیعت را می توان راحت تر از برابری آن شکست داد.
منبع: The Last of the Mohicans (Part Two)Pennsylvania's Punxsutawney Phil and his imitators, including Staten Island Chuck, Essex Ed and Milltown Mel, will make their calls on Tuesday.
پانسیلوانیا، پنکستاتنی فیلی و تقلادکنندگان او، از جمله استتن آیلند چاک، اسکس اد و ملت تاون مل، در روز سه شنبه پیش بینی خود را انجام خواهند داد.
منبع: Selected English short passagesSo Sacabambaspis was the first fish that we know of to acquire this kind of covering, but it would soon have many imitators.
بنابراین ساکابامباسپیس اولین ماهی بود که ما می دانستیم این نوع پوشش را به دست آورد، اما به زودی بسیاری از تقلادکنندگان را خواهد داشت.
منبع: PBS Earth - Animal Fun FactsPerhaps that's why Giovanni Baglione, one of his imitators, got the plum job of painting the Resurrection in the new Jesuit church, and Caravaggio didn't.
شاید به همین دلیل جووانی باگیونی، یکی از تقلادکنندگان او، شغل مهم نقاشی رستاخیز را در کلیسای جدید جیزویتی به دست آورد و کاراوگیو نداشت.
منبع: The Power of Art - Michelangelo da CaravaggioIt works, Socrates says, through the mimicry of various actions, whether voluntary or forced, and the imitator experiences either pain or pleasure as a consequence.
این کار می کند، سقراط می گوید، از طریق تقلید از اعمال مختلف، خواه داوطلبانه یا اجباری، و تقلاد کننده درد یا لذت را به عنوان عاطفه تجربه می کند.
منبع: Simon Critchley - Tragedy the Greeks and Usلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید