mimic

[ایالات متحده]/'mɪmɪk/
[بریتانیا]/'mɪmɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تقلید یا کپی کردن
n. یک دلقک؛ یک تقلید
adj. تقلیدی، شبیه‌سازی شده
Word Forms
زمان گذشتهmimicked
شکل سوم شخص مفردmimics
جمعmimics
صفت یا فعل حال استمراریmimicking
قسمت سوم فعلmimicked

عبارات و ترکیب‌ها

mimic warfare

تقلید جنگ

جملات نمونه

an insect that mimics a twig.

حشره‌ای که شاخه را تقلید می‌کند.

the mimic coloring of zebras

رنگ‌آمیزی تقلیدی گورخرها

they were waging mimic war.

آنها جنگ تقلیدی را آغاز کرده بودند.

He used to mimic speech peculiarities of another.

او عادت داشت ویژگی‌های گفتاری دیگران را تقلید کند.

MELP vocoders base on LPC vocoders. Furthermore they add some new features to mimic the natural speech.

کدگذارها MELP بر اساس کدگذار LPC هستند. علاوه بر این، آنها ویژگی‌های جدیدی را برای تقلید از گفتار طبیعی اضافه می‌کنند.

D.Occlusive devices, such as pessaries, can mimic the effects of a retropubic urethropexy.

دستگاه‌های پوششی، مانند واژینال، می‌توانند اثرات اورتروپکسی رتروپوبیک را تقلید کنند.

usually brightly colored zygodactyl tropical birds with short hooked beaks and the ability to mimic sounds.

معمولاً پرندگان گرمسیری زایگووداکتیل با رنگ‌های روشن با منقار کوتاه و خمیده و توانایی تقلید صدا.

The Rochester team used a synthetic molecule – called an antisense morpholino oligonucleotide – that mimics a segment of the genetic code.

تیم روچستر از یک مولکول مصنوعی - به نام آنتی‌سنس مورفولینولنوکلئوتید - که بخش‌هایی از کد ژنتیکی را تقلید می‌کند، استفاده کرد.

a building that evokes the neoclassic style of architecture without copying it. Tomimic is to make a close imitation, as of another's actions, speech, or mannerisms, often with an intent to ridicule:

ساختمانی که سبک معماری نوکلاسیک را تداعی می کند بدون اینکه آن را کپی کند. تومیمیک به معنای تقلید نزدیک، مانند اعمال، گفتار یا رفتار دیگران، اغلب با قصد تمسخر است:

Doors and windows of Cedro wood, marine plywood panels and cedar bifold shutters are all stained for uniformity and mimic the color of the brick on the original building (dating back to 1926).

درها و پنجره‌های چدار چدرو، پنل‌های تخته سه لای دریایی و پرده‌های تاشو چدار همگی برای یکنواختی رنگ‌آمیزی شده‌اند و رنگ آجر ساختمان اصلی (بازگشت به سال 1926) را تقلید می‌کنند.

Methods: Diester,diimide and dipeptide mimic compounds were synthesized by conjugated the amino groups and acid groups with diols or diacids links.

روش‌ها: ترکیبات تقلیدی دی‌استر، دی‌امید و دی پپتید با اتصال گروه‌های آمین و گروه‌های اسیدی با پیوندهای دیول یا دی‌اسید سنتز شدند.

نمونه‌های واقعی

This is a little robot that mimics the honeybee behavior.

این یک ربات کوچک است که رفتار زنبور عسل را تقلید می‌کند.

منبع: TED Talks (Video Edition) October 2015 Collection

Based on their findings, the researchers built a metal mimic.

بر اساس یافته‌های آنها، محققان یک تقلید کننده فلزی ساختند.

منبع: Science 60 Seconds Listening Compilation April 2014

It makes sense, then, that artificial anabolic steroids mimic testosteroneproduced in the body.

بنابراین، منطقی است که استروئیدهای آنابولیک مصنوعی تستوسترونی را که در بدن تولید می‌شود تقلید می‌کنند.

منبع: Time difference of N hours

The finger play intrigued Helen and she proved to be an excellent mimic.

بازی انگشتان هلن را مجذوب کرد و او ثابت کرد که یک تقلید کننده عالی است.

منبع: Women Who Changed the World

Solar panels are basically an engineer's best attempt to mimic a plant.

به طور اساسی، پنل‌های خورشیدی بهترین تلاش یک مهندس برای تقلید از یک گیاه هستند.

منبع: Scishow Selected Series

I find real life people on YouTube, then I just kind of mimic them.

من افراد واقعی را در YouTube پیدا می‌کنم، سپس فقط سعی می‌کنم آنها را تقلید کنم.

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

Now, the next thing you want to do is to subtly mimic your date.

حالا، کار بعدی که می‌خواهید انجام دهید این است که به طور ظریفانه سعی کنید مانند قرار خودتان رفتار کنید.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

It's called nepetalactone, and it has the unique ability to mimic a cat pheromone.

این ماده به نام نفتالاکتون شناخته می‌شود و توانایی منحصر به فرد تقلید از یک فرمون گربه را دارد.

منبع: One Hundred Thousand Whys

They mimic our emotions through our voice and body language.

آنها احساسات ما را از طریق صدای و زبان بدن ما تقلید می‌کنند.

منبع: Animal World

" Me? " He was mimicking my modesty.

" من؟ " او داشت متواضع بودن من را تقلید می‌کرد.

منبع: Call Me by Your Name

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید