immeasurability

[ایالات متحده]/ɪˌmɛʒ.ər.əˈbɪl.ɪ.ti/
[بریتانیا]/ɪˌmɛʒ.ɚ.əˈbɪl.ɪ.ti/

ترجمه

n. کیفیت غیرقابل اندازه‌گیری؛ وسعت یا بی‌کرانی

عبارات و ترکیب‌ها

immeasurability of love

ناپذیری عشق

immeasurability of time

ناپذیری زمان

immeasurability of joy

ناپذیری شادی

immeasurability of pain

ناپذیری درد

immeasurability of beauty

ناپذیری زیبایی

immeasurability of knowledge

ناپذیری دانش

immeasurability of experience

ناپذیری تجربه

immeasurability of potential

ناپذیری پتانسیل

immeasurability of happiness

ناپذیری خوشبختی

immeasurability of impact

ناپذیری تاثیر

جملات نمونه

the immeasurability of love can be overwhelming.

ناتوانی در سنجش عشق می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

scientists often discuss the immeasurability of the universe.

دانشمندان اغلب درباره ناتوانی در سنجش جهان بحث می‌کنند.

her talent shows an immeasurability that is rare.

مهارت او نشان‌دهنده ناتوانی در سنجش است که نادر است.

we cannot ignore the immeasurability of human potential.

ما نمی‌توانیم ناتوانی در سنجش پتانسیل انسانی را نادیده بگیریم.

the immeasurability of time can be hard to grasp.

ناتوانی در سنجش زمان می‌تواند درک آن را دشوار کند.

philosophers ponder the immeasurability of existence.

فلاسفه درباره ناتوانی در سنجش وجود تأمل می‌کنند.

there is an immeasurability in the depths of the ocean.

در اعماق اقیانوس ناتوانی در سنجش وجود دارد.

the immeasurability of knowledge continues to expand.

ناتوانی در سنجش دانش همچنان در حال گسترش است.

artists often express the immeasurability of emotions.

هنرمندان اغلب احساسات را به عنوان ناتوانی در سنجش بیان می‌کنند.

the immeasurability of hope can inspire many.

ناتوانی در سنجش امید می‌تواند الهام‌بخش بسیاری باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید