imminently

[ایالات متحده]/'iminəntli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور فوری و سریع

جملات نمونه

The deadline is imminently approaching.

مهلت زمانی به سرعت رو به رو می‌شود.

He is imminently qualified for the job.

او به طور جدی واجد شرایط شغل است.

The storm is imminently expected to hit the coast.

پیش‌بینی می‌شود طوفان به سرعت به ساحل برسد.

She is imminently prepared for the presentation.

او برای ارائه به طور جدی آماده است.

The decision will be announced imminently.

تصمیم به سرعت اعلام خواهد شد.

The new product launch is imminently imminent.

راه‌اندازی محصول جدید به سرعت قریب‌الوقوع است.

The baby's arrival is imminently anticipated.

ورود نوزاد به سرعت مورد انتظار است.

The results of the experiment are imminently expected.

نتایج آزمایش به سرعت مورد انتظار است.

The company's financial report is imminently due.

گزارش مالی شرکت به سرعت باید ارائه شود.

The movie premiere is imminently approaching.

افتتاحیه فیلم به سرعت رو به رو می‌شود.

نمونه‌های واقعی

Hurricane Irma, one of the most powerful Atlantic storms ever recorded is expected to hit the eastern Caribbean imminently.

هریکین ایرما، یکی از قدرتمندترین طوفان‌های اطلس که تا به حال ثبت شده است، انتظار می‌رود که به سرعت به دریای کارائیب شرقی برسد.

منبع: BBC Listening September 2017 Collection

They're worried that that projects an image potentially that they're really is Russian aggression expected imminently.

آنها نگران هستند که این موضوع تصویری از تهاجم روسیه را نشان دهد که انتظار می‌رود به سرعت رخ دهد.

منبع: CNN 10 Student English January 2022 Collection

We knew the Queen was unwell on Thursday and likely to pass away imminently.

ما می‌دانستیم که ملکه در روز پنجشنبه حال خوبی نداشت و به احتمال زیاد به سرعت از دنیا می‌رفت.

منبع: Financial Times Podcast

Back at the station, I check in with the " trains departing imminently" board.

برگشت به ایستگاه، من با تابلو "قطارها به سرعت در حال عزیمت هستند" چک می‌کنم.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

" We are not imminently expecting any new guests if you will, " he said.

" ما انتظار نداریم به سرعت مهمانان جدیدی داشته باشیم، اگر اجازه دهید،" او گفت.

منبع: VOA Special June 2018 Collection

Second thing to watch, of course, imminently is what happens with these hostages.

مورد دوم برای تماشا، البته، به سرعت این است که با این گروگان‌ها چه اتفاقی می‌افتد.

منبع: Selected TED Talks (Video Edition) of the Month

Spring crops such as corn and sunflowers, the planting of which would normally start imminently, may not get sown at all.

محصولات بهاری مانند ذرت و آفتابگردان که به طور معمول به زودی شروع به کاشت می‌شوند، ممکن است اصلاً کاشته نشوند.

منبع: The Economist (Summary)

Faced with imminently rising payments, you might be looking enviously at those who need never worry about them.

در مواجهه با پرداخت‌های به سرعت در حال افزایش، ممکن است با حسادت به کسانی که هرگز نگران آنها نیستند، نگاه کنید.

منبع: Economist Finance and economics

I don't think CVC are imminently about to list — in fact, I think that's extremely, extremely unlikely.

من فکر نمی‌کنم CVC به زودی لیست شوند - در واقع، فکر می‌کنم این بسیار، بسیار غیرمحتمل است.

منبع: Financial Times Podcast

The big, constantly changing " trains departing imminently board" displays precisely what's happening in the next hour or so.

تابلوی بزرگ و دائماً در حال تغییر "قطارها به سرعت در حال عزیمت هستند" دقیقاً نشان می‌دهد چه اتفاقی در ساعت آینده یا بیشتر در حال رخ دادن است.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید