impactful

[ایالات متحده]/ɪmˈpæktfəl/
[بریتانیا]/ɪmˈpæktfəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای تأثیر یا نفوذ قوی

عبارات و ترکیب‌ها

impactful message

پیام تاثیرگذار

impactful speech

سخنرانی تاثیرگذار

impactful change

تغییر تاثیرگذار

impactful leader

رهبر تاثیرگذار

impactful moment

لحظه تاثیرگذار

impactful project

پروژه تاثیرگذار

impactful decision

تصمیم تاثیرگذار

impactful experience

تجربه تاثیرگذار

impactful collaboration

همکاری تاثیرگذار

impactful strategy

استراتژی تاثیرگذار

جملات نمونه

her speech was incredibly impactful.

سخنرانی او تاثیرگذاری فوق العاده ای داشت.

the documentary had an impactful message.

مستند حاوی پیامی تاثیرگذار بود.

he made an impactful contribution to the project.

او سهمی تاثیرگذار در پروژه داشت.

impactful changes are needed in our education system.

تغییرات تاثیرگذار در سیستم آموزشی ما مورد نیاز است.

the artist's work is known for its impactful visuals.

اثر هنرمند به دلیل تصاویر تاثیرگذارش شناخته شده است.

she is an impactful leader in her community.

او یک رهبر تاثیرگذار در جامعه خود است.

his impactful research changed the field of medicine.

تحقیقات تاثیرگذار او باعث تغییر در زمینه پزشکی شد.

they are looking for impactful solutions to climate change.

آنها به دنبال راه حل های تاثیرگذار برای تغییرات آب و هوایی هستند.

impactful marketing strategies can boost sales.

استراتژی های بازاریابی تاثیرگذار می توانند باعث افزایش فروش شوند.

she aims to create impactful social change.

او قصد دارد تغییرات اجتماعی تاثیرگذار ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید